الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
284
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
حج و يك عمره نويسد . 8 - و فرمود : براى اعتماد داشتن مرد ببرادر همين بس كه حاجتش را بسوى او برد . 9 - صفوان جمال گويد : خدمت امام صادق عليه السّلام نشسته بودم كه مردى از اهل مكه بنام ميمون در آمد و از نداشتن كرايه شكايت كرد ، حضرت به من فرمود : برخيز و برادرت را يارى كن ، من برخاستم و همراه او شدم تا خدا كرايه او را فراهم ساخت ، سپس به مكان خود برگشتم . امام صادق عليه السّلام فرمود : براى حاجت برادرت چه كردى ؟ عرضكردم : پدر و مادر بقربانت ، خدا آن را روا كرد ، حضرت ابتداء فرمود : همانا اگر برادر مسلمانت را يارى كنى ، نزد من از طواف يك هفته هفت شوط بهتر است ، سپس فرمود . مردى نزد حسن بن على عليهما السّلام آمد و عرضكرد : پدر و مادرم بقربانت ، مرا بقضاء حاجتى يارى كن ، حضرت نعلين پوشيد و همراه او شد ، در بيان راه حسين صلوات اللَّه عليه را ديد كه به نماز ايستاده است ، امام حسن عليه السّلام به آن مرد فرمود : چرا از ابى عبد اللَّه ( حسين بن على عليه السّلام ) براى قضاء حاجتت كمك نخواستى ؟ عرضكرد : پدر و مادرم بقربانت اين كار را كردم ، اعتكافش را يادآور شد ، امام حسن عليه السّلام فرمود : همانا اگر او ترا يارى ميكرد از اعتكاف يك ماهش بهتر بود . شرح - اگر اشكال شود كه چرا امام حسين عليه السّلام او را بقضاء و حاجتش يارى نكرد ، چهار جواب ميتوان گفت : اول - ممكن است امام حسين عليه السّلام عذر شرعى ديگرى غير از اعتكاف داشته و به آن مرد اظهار نفرموده است . دوم - استبعادى ندارد كه هر امامى پيش از امامتش علمش از امام زمان خود كمتر باشد يا آنچه