الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
249
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
7 - ابو المأمون حارثى گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : حق مؤمن بر مؤمن چيست ؟ فرمود از جمله حق مؤمن بر مؤمن دوستى قلبى اوست و مواسات مالى و اينكه بجاى او از خانوادهاش سرپرستى كند ، و عليه ستمگرش از او يارى كند و چون در ميان مسلمين نصيبى داشته و غائب باشد ، نصيب او را برايش دريافت كند ، و چون بميرد از گورش زيارت كند و به او ستم نكند و با او غش نكند و خيانت نورزد و رهايش نكند و تكذيبش ننمايد و به او اف نگويد و چون به او اف گويد : دوستى ميان آنها نباشد و چون به او گويد : تو دشمن منى يكى از آن دو كافر شود ، و چون متهمش سازد ايمان در دلش آب شود ، همچون نمك در آب . 8 - ابان بن تغلب گويد : با امام صادق عليه السّلام طواف ميكردم : مردى از اصحاب به من برخورد و درخواست كرد همراه او بروم كه حاجتى دارد ، او به من اشاره كرد و من كراهت داشتم امام صادق عليه السّلام را رها كنم و با او بروم ، باز در ميان طواف به من اشاره كرد و امام صادق عليه السّلام او را ديد ، به من فرمود : اى ابان اين تو را ميخواهد ؟ عرضكردم : آرى . فرمود : او كيست ؟ گفتم : مردى از اصحاب ماست ، فرمود : او مذهب و عقيده تو را دارد ؟ عرضكردم : آرى . نزدش برو ، عرضكردم : طواف را بشكنم ؟ فرمود : آرى . گفتم : اگر چه طواف واجب باشد ؟ فرمود : آرى ، ابان گويد : همراه او رفتم و سپس خدمت حضرت رسيدم و پرسيدم حق مؤمن را بر مؤمن به من خبر ده ، فرمود : اى ابان اين موضوع را كنار گذار و طلب مكن ، عرضكردم : چرا ، قربانت گردم ، سپس همواره تكرار