سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
83
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
عبد القيسى ! آيا نشنيدهاى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم فرمود : اهل بيتم در ميان امتم مانند كشتى نوح در ميان قومش هستند كه هر كه سوار شد نجات يافت و هر كه از آن روى گرداند غرق گرديد ، و مانند باب حطّه در ميان بنى اسرائيل » ؟ گفتم : آرى ! شنيدهام . فرمود : چه كسى تو را حديث كرد ؟ گفتم : از بيش از صد فقيه شنيدهام . فرمود : از چه كسانى ؟ گفتم : از حنش بن معتمر شنيدم و او گفت كه از ابو ذر شنيده كه در موسم حج حلقهء در كعبه را گرفته بود و اين حديث را با صداى بلند مىخواند و او از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم روايت مىكرد . فرمود : و ديگر از چه كسانى ؟ گفتم : از حسن بن ابى الحسن بصرى كه او از ابو ذر و مقداد بن اسود و از على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) شنيده بود . فرمود : و ديگر از چه كسى ؟ گفتم : از سعيد بن مسيّب و علقمة بن قيس و از ابو ظبيان جنبي و از عبد الرحمن بن ابى ليلى ، همهء اينان به حج آمده بودند و از ابو ذر شنيده بودند . ابو طفيل و عمر بن ابى سلمه گفتند : « و به خدا سوگند ! ما نيز آن را از ابو ذر و على بن ابى طالب عليه السّلام و مقداد و سلمان شنيدهايم » . سپس عمر بن ابى سلمه رو كرد به من و گفت : « به خدا سوگند ! من از كسى شنيدهام كه از همهء اينان بهتر است ؛ از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيدم ، با همين دو گوشم شنيدم و قلبم آن را در خود جاى داد » . على بن الحسين عليه السّلام رو كرد به من و فرمود : « آيا همين يك حديث به تنهايى تمام آنچه را كه از آن احاديث بر تو ناگوار و سخت و باور نكردنى آمده ، هموار و قابل هضم نمىسازد ؟ اى برادر عبد القيسى ! تقواى خدا پيشه كن ؛ اگر موضوعى براى تو روشن بود آن را بپذير و گر نه خاموشى پيشه كن و علم آن را به خدا واگذار ، چرا كه آزادى و حق چنين كارى را دارى » . ابان گفت : در اينجا بود كه به خود اجازه دادم و آنچه را نمىدانستم كه ندانستنش بر من روا بود و نبود ، از حضرتش پرسيدم و پاسخ فرمود . ابان گفت : پس از آن ابو طفيل را در سرايش ديدم ، او مرا از موضوع « رجعت » با خبر ساخت و از قول برخى مجاهدان بدر و از قول سلمان ، ابو ذر ، مقداد و ابى بن