سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
81
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
مورد از من پيمانى نگرفت و مرا سوگندى نداد . چيزى نگذشت كه مرگش سر رسيد ، مرا فرا خواند و با من خلوت كرد و گفت : اى ابان ! من در همسايگى تو بسر بردم و از تو جز خوبى نديدم ، نزد من نوشتههايى است كه از افراد مورد اعتماد شنيدهام و به خط خود نوشتهام ، در اين نوشتهها احاديثى است كه دوست ندارم آنها را براى مردم آشكار كنى زيرا انكار مىكنند و براىشان باور نكردنى است ، حال آنكه اين احاديث حق و حقيقت است و من آنها را از اهل حق و صاحبان علم و صداقت و تقوى گرفتهام از افرادى مانند على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) ، از سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى و مقداد بن اسود ( رضى اللَّه عنهم ) در ميان آنها حديثى نيست كه از يكى از آنان شنيده باشم و از ديگران نپرسيده باشم و همهشان بر آن حديث اتّفاق نظر داشتند ، و احاديثى است كه از غير آنان شنيدهام كه آنان نيز از اهل حق بودند . راستش هنگامى كه بيمار شدم بر آن شدم كه آنها را بسوزانم اما اين كار را گناه ديدم و از آن دورى گزيدم . حال اگر با من به خداى عز و جل پيمان مىبندى كه تا زمانى كه زندهام از آنها با هيچ كس سخن نگويى و پس از مرگم نيز چيزى از آنها را به هيچ كس جز به افرادى كه مورد اعتمادت باشند ، آن گونه كه به خودت اعتماد دارى به آنان اعتماد داشته باشى ، نخوانى و عهد كنى كه اگر دچار مشكل و حادثهاى شدى آنها را به فرد مورد اعتمادى از شيعيان على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) كه متديّن و شناخته شده باشد بدهى ، تا در اين صورت آنها را به تو تحويل دهم . من به آنچه خواست تعهد دادم و پيمان بستم . سليم نوشتهها را به من داد و همهشان را برايم خواند و چيزى نگذشت كه از دنيا رفت . خداى رحمتش كناد . پس از او در آن نوشتهها نگريستم و به آنچه در آنها آمده بود يقين پيدا كردم هر چند كه برايم سنگين و سخت بود چرا كه در آن هلاك همهء امّت محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از مهاجران و انصار و تابعان به جز على بن ابى طالب و خاندان و پيروانش بود . پس از اينكه به بصره شدم ، نخستين كسى را كه ملاقات كردم حسن بن