سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

396

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

بزرگترين بلا و فتنهء فريب و تزوير از سوى قاريان رياكار و دروغين بود كه براى فريب خلق سيمايى اندوهگين و قيافه‌اى پارسا و خاشع و متواضع از خود نشان مىدادند و دروغ مىگفتند و حديث مىساختند تا از آنها نزد كارگزاران رژيم بهره‌اى ببرند و بدين وسيله به دستگاه اموى نزديك شوند و اموال و زمين و خانه نصيبشان شود . و اين كار تا آنجا پيش رفت كه احاديث و روايات اينان به دست كسانى افتاد كه مىپنداشتند راست و درست است و آنها را روايت مىكردند و مىپذيرفتند و مىآموختند و آموزش مىدادند و بر اساس همين احاديث حبّ و بغض مىورزيدند و براى چنين احاديثى مجلس درس و بحث حديث تشكيل مىدادند . همين احاديث در ميان مردم متديّن ساده دل جا باز كرد مردمى كه دروغ را حرام مىدانستند و با دروغگو دشمنى مىورزيدند و اين احاديث دروغين را مىپذيرفتند و مىپنداشتند كه راست و درست است و اگر مىدانستند كه بىاساس است روايت نمىكردند و به آنها ايمان نمىآوردند و عليه مخالفان با اين روايات نمىشوريدند . در آن روز ، حق باطل جلوه كرده بود و باطل حق شده بود و راست دروغ گشته و دروغ راست گرديده بود . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم فرمود : شما را فتنه‌اى فراگيرد كه در آن خردسال بزرگ شود و بزرگ‌سال پير گردد ، مردم بر آن گذرند و سنّت‌اش گيرند ، و هر گاه چيزى از آن دگرگون شود فرياد زنند : منكرى آورده‌اند ! سنّت دگرگون شد ! پس از اينكه حسن بن على عليه السّلام درگذشت اين فتنه و بلا همچنان برقرار بود و گسترده شد و شدت يافت تا آنجا كه مؤمنى نبود كه بر جان خويش بيمناك نباشد كه يا كشته شود يا رانده و يا آواره شود . و دشمنى نبود كه آشكارا عقايد خويش نگويد و بدعت و ضلالت خويش رو نكرده باشد . * * * يك سال پيش از مرگ معاويه ، امام حسين بن على ( صلوات اللَّه عليه ) و عبد اللَّه