سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
362
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
مىگويند اينان از مؤمنان راه يافتهترند ، آنان كه خداوند لعنتشان نمود و كسى را كه خدا لعنت كند براى او هرگز ياورى يا بهرهاى از حكومت و قدرت نخواهى يافت ، كه اگر مكنت و قدرتى داشتند مردم را چيزى نمىدادند ، يا كه مردم را به خاطر آنچه خداوند از فضل خويش به آنان داده حسادت مىكنند . . . « 1 » مردم ما هستيم ، ما هستيم كه حسد برده شديم . خداوند فرمود : حقا كه آل ابراهيم را كتاب و حكمت و پادشاهى عظيم داديم ، برخى از آنان به خداوند ايمان آوردند و برخى از آنان دورى كردند از او ، آنان را دوزخ افروخته بس است « 2 » ، پادشاهى عظيم يعنى كه خداوند در ميانشان امامانى را قرار دهد كه اگر هر كس اطاعتشان كند خداى را اطاعت كرده و هر كس نافرمانىشان كند ، خداى را نافرمانى كرده است ، و كتاب و حكمت همان نبوّت است . پس چرا به نبوّت و امامت در خاندان ابراهيم عليه السّلام اعتراف و اقرار مىكنيد و آن را در خاندان محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلم انكار مىنماييد ؟ ! اى معاويه ! اگر تو و رفيقت عمرو عاص و ديگر طاغيان شام و يمن و تازيان بدوى قبايل ربيعه و مضر و ديگر تبهكاران امّت ، به نبوّت و امامت در خاندان محمّد كفر مىورزيد ، خداوند پيرامونشان اقوامى گرد آورد كه به آن كفر نورزند . اى معاويه ! همانا كه قرآن ، حقّ است و نور و هدايت و رحمت و شفاى مؤمنان است ، و كسانى كه ايمان نمىآورند گوشهاشان كر است و كورند . اى معاويه ! همانا كه خداوند هيچ دستهاى از دستههاى گمراهى و دعوتگران به دوزخ را رها نكرده مگر پس از اينكه بر آنان از طريق قرآن اتمام حجت كرده است و آنگاه از پيروى آنان نهى فرموده و عليه آنان آياتى قاطع و گويا نازل فرموده كه آن كه بايد بداند مىداند و آن كه نداند نمىداند . از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم شنيدم كه مىفرمود : در قرآن آيهاى نيست مگر كه آن را ظاهر
--> ( 1 ) قرآن 4 / 51 ، 52 ، 53 ، 54 . ( 2 ) قرآن 4 / 54 ، 55 .