سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
347
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
مظلوم را از ظالم بگيرد ، حدود و ثغور مسلمانان را حفظ كند ، درآمدهاى آنان را گرد آورد ، حجّ و جمعهشان را بر پاى دارد و زكاتشان را بگيرد ، آنگاه امّت در مورد پيشواى مقتولشان كه ظالمانه كشته شده به او شكايت برند و از او بخواهند كه قاتلانش را محاكمه كند و حكم حق را در بارهء آنان جارى نمايد كه اگر پيشواىشان مظلوم كشته شده باشد حكم دهد كه اولياء وى خون خواهى كنند و اگر به خاطر ستمگريش كشته شده باشد ، بنگرد كه در اين مورد چگونه حكم كند . اين نخستين كارى است كه شايسته است امّت انجام دهند يعنى كه اگر حقّ انتخاب و گزينش با آنان باشد بايد پيشواىشان را برگزينند و اگر حقّ انتخاب و گزينش با خدا و رسولش است كه خداوند آنان را از انتخاب بىنياز كرده و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم براىشان پيشوايى برگزيده و آنان را به پيروى و اطاعت از او فرمان داده است . مردم پس از قتل عثمان با من بيعت كردند ، مهاجران و انصار پس از سه روز مشورت در بارهء من ، با من بيعت كردند و اينان همان كسانى بودند كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند و امامتشان را برقرار ساختند ! مجاهدان بدر و پيشگامان در اسلام از مهاجر و انصار سرپرستى امر بيعت را در دست داشتند با اين فرق كه بيعت آنان با آن سه نفر پيش از من ، بدون مشورت با مردم صورت گرفت و بيعت با من با مشورت مردم انجام شد . بنا بر اين اگر خداوند حقّ گزينش امام را به امّت داده و اين امّت است كه براى خويش تصميم مىگيرد و انتخاب مىكند و رأى و نظرشان براى آنان بهتر از رأى و نظر و انتخاب خدا و رسولش است ، پس كسى را كه برگزيدند و با او بيعت كردند ، بيعت با وى بيعت درستى است و فرد انتخاب شده ، امامى است كه اطاعت و ياريش بر مردم واجب است . اگر معيار اين باشد پس در مورد من مشورت كرديد و به اجماع امّت مرا برگزيديد . و اگر خداوند برمىگزيند و حق گزينش با او است ، خدا مرا براى امّت برگزيده و مرا به جانشينى رسولش بر آنان گمارده و در كتابش و سنّت رسولش به اطاعت و يارى