سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
344
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
مرا مانند تو سابقهاى در اسلام و خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم و دانش به كتاب خدا و سنّت رسولش نيست . مهاجران و انصار پس از سه روز مشورت در بارهء تو ، سرانجام نزد تو آمدند و از روى ميل با تو بيعت كردند . نخستين كسانى كه با تو بيعت كردند طلحة و زبير بودند ، سپس بيعت تو را شكستند و بر تو ستم روا داشتند و از تو چيزى خواستند كه حقشان نبود . من پسر عموى عثمان هستم و خون خواه او ، به من خبر رسيده كه تو از قتل عثمان خود را معذور داشته و از آن بيزارى جستهاى و پنداشتهاى كه او كشته شده و تو در خانهات نشسته بودى ! و هنگامى كه كشته شد استرجاع « 1 » گفتى و افزودى كه : « خدايا من به اين كار راضى و مايل نبودم » و در روز نبرد جمل هنگامى كه مخالفانت پيرامون ماده شتر فرياد زدند : اى خونخواهان عثمان به پيش ، تو گفتى : « كشندگان عثمان به رو در دوزخ افتند ! آيا ما او را كشتيم ؟ ! طلحه و زبير و عايشه او را كشتند و به قتلش فرمان دادند و من در خانهام نشسته بودم » . من پسر عموى عثمان و ولى دم و خون خواه او هستم ؛ اگر جريان چنان بوده كه تو گفتى ، در مورد قاتلان عثمان به ما كمك كن ، آنان را تحويل ما بده تا به قصاص پسر عموىمان آنها را بكشيم و با تو بيعت كنيم و خلافت را به تو سپريم . اين يك راه ، و راه دوم اينكه : جاسوسانم مرا خبر دادهاند و نامههايى از ياران عثمان از جمله از كسى كه اينك با تو هست و در سپاه تو مىجنگد و پنداشتهاى كه با تو مىباشد و به خلافت تو راضى است ! حال آنكه هوادار ماست ، قلبش با ما است و جسمش با تو ، نامهاى دريافت داشتهام كه : تو به ظاهر خلافت ابو بكر و عمر را قبول دارى و بر آنان رحمت مىفرستى و از قبول خلافت عثمان خوددارى مىكنى و يادى از او نمىكنى ؛ نه رحمتش مىفرستى و نه لعنتش مىكنى ! از تو به من خبر رسيده كه هر گاه با اطرافيان ناپاك و پيروان و خواصّ گمراه و رنگ باز و دروغگويت خلوت مىكنى نزد آنان از ابو بكر و عمر و عثمان بيزارى مىجويى و لعنشان مىكنى و ادّعا
--> ( 1 ) انّا للَّه و انّا اليه راجعون .