سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
326
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
گرامىترند ، و بذل و بخششم به غير آنان در نهان صورت مىگيرد ، چرا كه افراد بسيارى از قبايل يمن در سپاه على عليه من مىجنگند . اشراف قبيلهء ربيعة بن نزار را گرامى دار و عوامشان را خوار شمار چرا كه عوام تابع اشراف و اعيانشان مىباشند . در مورد قبيلهء مضر ؛ آنان را به جان يك ديگر بينداز چرا كه افراد اين قبيله مردمى خشن ، متكبر ، بزرگ منش و به شدت بلند همتند و اگر چنين كردى و آنان را به جان هم انداختى خيالت از آنها راحت خواهد بود ، از آنان عمل بخواه نه حرف ، و وقتى يقين كردى بپذير . با موالى و عجمهاى مسلمان به شيوهء عمر بن خطاب رفتار كن چرا كه ذلت و خوارى آنان در اين شيوه نهفته است ، بر اين اساس كه : عربها از عجمها زن بگيرند و آنان حقّ زن گرفتن از عربها را ندارند ، عربها از آنان ارث برند و آنان از عربها ارث نبرند ، سهم آنان از بيت المال كم شود ، در نبردها در خط مقدّم نبرد باشند كه راه باز كنند و درختان را ببرند ، در نمازها امام جماعت عربها نباشند ، با عربها در صف اول نماز قرار نگيرند ، مگر براى كامل كردن صف نماز باشد ، مرزبان و حكمران مسلمانان نباشند ، قضاوت مسلمانان را بر عهده نگيرند و مجرى احكام مسلمانان نشوند . اين سنّت و سيرهء عمر بن خطاب در مورد آنان بود كه خداوند او را از سوى امّت محمّد و مخصوصا از سوى بنى اميّه برترين پاداش دهد . به جانم سوگند ! اگر آنچه را كه او و ابو بكر برقرار كردند و قوت و صلابتشان در دين خدا نبود ، امروز همهء ما و همهء اين امت ، موالى بنى هاشم بوديم و خلافت را يكى پس از ديگرى به ارث مىبردند ، آن گونه كه خاندان كسرى و قيصر سلطنت را به ارث مىبرند ، ولى خداوند با دستان اين دو مرد خلافت را از بنى هاشم بيرون راند و به بنى تيم بن مرّة گرداند و سپس از آنان به بنى عدى بن كعب منتقل نمود . بديهى است كه در ميان قبيلهء قريش از اين دو شاخه ضعيفتر و خوارتر و بىمقدارتر وجود ندارد و طبيعى است كه ما را در خلافت طمع افتد چرا كه از اين دو شاخه و عوامل آن به خلافت سزاوارتر بوديم زيرا ثروت و قدرت داريم و به لحاظ خويشاوندى از طرف مادر به