سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
323
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
[ تحليلى از صلح امام حسن ع ] ( * مصدر روايت : امام حسن بن على عليه السّلام . * راوى : سليم بن قيس . * زمان : سال 41 هجرى . * مكان : مدينه . * موضوع : تحليلى از صلح . 2 * امّت و ملّتى كه صاحبان و وارثان حقيقى و راستين نهضت را رها كند و دچار گوسالهپرستى شود و فريفته قد است گوسالههاى ريز و درشت سامرى گردد ، شايسته خلافت جور و جهل و فقر و فلاكت فكرى و سياسى و اقتصادى و اجتماعى است . . . ) * متن : سليم بن قيس گفت : حسن بن على عليه السّلام پس از صلح با معاويه به منبر شد و حمد و ثناى خداى به جاى آورد و فرمود : اى مردم ! معاويه پنداشته كه من او را براى خلافت شايسته مىدانم و خود را شايسته خلافت نمىبينم ! معاويه دروغ مىگويد . من در كتاب خدا و فرموده رسولش به مردم سزاوارتر از خودشان هستم . به خدا سوگند ! اگر مردم با من بيعت مىكردند و اطاعتم مىنمودند و ياريم مىكردند آسمان و زمين بركات خويش را بر آنان ارزانى مىداشت و تو اى معاويه در آن طمع نمىورزيدى . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم فرمود : « امّتى كه سرنوشت و حكومت خويش را به فردى سپرد كه در ميان آن امّت فردى داناتر از وى باشد ، هماره به قهقرا رود تا به ملتى گوساله پرست رسد » . بنى اسرائيل هارون را رها كردند و به گوساله روى آوردند در حالى كه مىدانستند هارون جانشين موسى است ، و اين امت على را رها كردند و شنيدند كه رسول خدا در بارهء على عليه السّلام مىفرمود : « تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى به جز نبوت كه پس از من پيامبرى نيست » . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم از قومش فرار كرد در حالى كه داشت آنان را به پرستش خداوند دعوت مىكرد و كارش به جايى رسيد كه گريخت و به غار پناه برد . اگر يارانى مىيافت فرار نمىكرد و