سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
301
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
درگذشت و جانشينى براى خود نگذاشت ، امت را به حال خود رها نكرد ، او مانند ابو بكر كه براى خود جانشينى گمارد ، جانشينى نگذاشت ، شيوهء سوّمى پديد آورد و امر خلافت را به شوراى شش نفره واگذاشت و همهء عرب را از شورا بيرون كرد . و با اين كار نزد عوام اعتبارى يافت و آن چند نفر را كه قلبهاشان از فتنه و گمراهى لبريز شده بود ، هموزن من قرار داد ! سپس ابن عوف « 1 » با عثمان بيعت كرد . مردم با او بيعت كردند . در حالى كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در جاهاى بسيارى شنيده بودند كه حضرتش عثمان را لعن فرموده بود ، با اين همه عثمان هر چه بود از ابو بكر و عمر بهتر بود ؛ روزى از او سخنى شنيدم كه از گفتهاش در شگفت شدم و دلم به حالش سوخت ؛ در حالى كه در خانهاش نزد او نشسته بودم ، عايشه و حفصه نزد او آمدند و ميراث خويش را از ما ترك رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه در دست عثمان بود مىخواستند . عثمان گفت : نه به خدا سوگند ! شما دو تا را احترام و حقى از آن حضرت نيست ، ولى گواهى شما را عليه خودتان مىپذيرم ؛ شما دو تا نزد پدران خويش گواهى داديد كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيدهايد كه فرموده : « پيامبر ميراثى بر جاى نمىنهد ، آنچه بر جاى گذارد صدقه است » آن وقت رفتيد و به مالك بن اوس عرب بدوى بيابانگرد ورپاشاش ياد داديد كه با شما دو تا همراه شود و گواهى دهد كه پيامبر چنين گفته ! حال آنكه هيچ كس از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از مهاجران و انصار نيست كه گواهى دهد پيامبر چنان سخنى را گفته است جز شما دو تا و آن عرب ورپاشاش . به خدا سوگند شك ندارم كه او بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم دروغ بسته و شما دو تا نيز با او عليه آن حضرت دروغ
--> ( 1 ) عبد الرحمن بن عوف بن عبد الحرث بن زهير بن كلاب قرشى زهرى ، كه در جاهليت به عبد عمر يا عبد الكعبه مشهور بود ، مادرش شفاء دختر عوف بن حرث ، از اشراف و ثروتمندان مهم عرب ، از متحدان كودتاچيان ، در شوراى ساخت عمر ، حق و تو داشت ، بر سر تقسيم قدرت با عثمان به توافق رسيد ، اما عثمان به او رو دست زد ، گويا عوامل عثمان او را مسموم ساختند ( ؟ ) . پس از مرگش طلاهاى او را با تبر مىشكستند . در سال 32 ه درگذشت . ن . ك : يعقوبى 2 / 169 .