سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
293
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
به او تلقين مىنمايد . و ديگر از اشتباهات عمر ؛ رها كردن اسراى يمن ، و سرپيچى وى و رفيقش ابو بكر از پيوستن به سپاه اسامة بن زيد بود ، با اينكه هر دو ، فرماندهى اسامه را پذيرفته بودند . و شگفتتر از همهء اينها اينكه ؛ خدا مىداند و مردم نيز مىدانند ، كسى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را از نوشتن وصيّت بر استخوان كتفى كه خواسته بود بازداشت ، عمر بود و اين كار ، وى را نزد مردم خدشهدار نساخت و از او چيزى نكاست . وى كسى است كه به صفيّه « 1 » دختر عبد المطلب آن سخنان تحقير آميز را گفت كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خشمگين شد و در پاسخ ، آن سخنان را به او گفت . « 2 » او و رفيقش ابو بكر همان دو نفرى هستند كه از دستور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مبنى بر كشتن فردى دشمن كه حضرتش آن دو را به اجراى آن مأمور ساخته بود ، خوددارى كردند كه پس از آن دو ، مرا مأمور كرد و سپس سخنانى در اين باره ايراد فرمود . « 3 » پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به ابو بكر دستور داد در ميان مردم ندا دهد : « هر كس خداوند را موحّد ملاقات كند و ذرّهاى شرك نورزد به بهشت درآيد » عمر او را بازداشت و ابو بكر هم اطاعتش كرد و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را نافرمانى نمود و دستور حضرتش را اجرا نكرد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم هم در بارهاش گفت آنچه گفت . اشتباهات او و رفيقش بيش از آن است كه به حساب درآيد و شمرده شود ، اما اين خطاها و اشتباهات از آنان نزد عوام و مردم نادان چيزى نكاست و اين دو را
--> ( 1 ) صفيه از زنان مجاهد صدر اسلام است ، يك تصوير تاريخى او را چنين نشان مىدهد : حضور در نبرد خندق ، همراه با ديگر زنان مسلمان مجاهد ، در يكى از دژهاى فتح شده ، فردى يهودى دژ را به تير بست ، صفيه به حسّان بن ثابت شاعر كه در ميان زنان بود گفت : برو و او را بكش . حسّان ناليد كه : اگر مرا توان كشتن بود هم اكنون با رسول خدا بودم . و صفيّه خود با شمشير به نبرد يهودى شتافت و سرش را پراند . . . ن . ك : ابن هشام / سيره 2 / 143 . ( 2 ) ن . ك : بحار 8 / 200 ، 196 . ( 3 ) ن . ك : بحار 8 / 229 + امينى / الغدير 7 / 216 .