سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

286

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

[ نگاهى به گذشته و حال ] ( * مصدر روايت : امام على عليه السّلام . * راوى : ابان از سليم . * زمان : سال 35 هجرى . * مكان : مدينه . مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم * موضوع : نگاهى به گذشته و حال . * نقدى از عدالت و مساوات و دانش خليفهء دوّم . * بايكوت اقتصادى على و آل ؛ گفتگوى فاطمه عليها السّلام با خليفهء اوّل و دوّم در بارهء فدك . * طرح ترور نافرجام امام على عليه السّلام و اجراى آن توسط خالد بن وليد . * اعتراف عثمان به ستمى كه بر على و آل رفته است . ) * متن : ابان از قول سليم گويد كه گفت : به گروهى در مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم پيوستم كه تنها غير هاشميان در آن گروه عبارت بودند از : سلمان ، ابو ذر ، مقداد ، محمّد بن ابى بكر ، عمر بن ابى سلمه و قيس بن سعد بن عباده . عباس به على عليه السّلام گفت : به نظر شما چرا عمر آن گونه كه همهء كارگزارانش را جريمه كرد ، قنفذ را جريمه نكرد ؟ على عليه السّلام به كسانى كه پيرامونش بودند نگريست و چشمانش پر اشك شد و گفت : در سپاس از او به خاطر ضربه‌اى كه با تازيانه بر فاطمه عليها السّلام نواخت كه بر اثر آن درگذشت و بر بازويش كبودى تازيانه باقى مانده بود . سپس گفت : شگفتا كه دوستى اين مرد و رفيق پيشين او ، دل اين امت را پر كرده است و تسليم هر آنچه پديد آورده است شده‌اند ! اگر كارگزارانش خيانتكارند و اموالى كه در دست‌شان است از راه خيانت است ، بر او روا نبود كه از اموال چشم پوشى كند بلكه وظيفه‌اش بود كه همهء آنها را بگيرد چرا كه آن اموال بهرهء مسلمانان است ، حق نداشت كه نيمش را بگيرد و نيمش را رها كند ! و اگر كارگزاران خيانتكار نبودند ، حق نداشت كه چيزى از اموال