سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

280

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

فرمود : پس يار شما ابو بكر كه شايستگى رساندن نامه‌اى از پيامبر به بلنداى چهار انگشت را نداشت و كسى جز من صلاحيت ابلاغ آن را به مشركان نداشت ، حال كدام يك از ما دو تا شايستگى جانشينى پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را داريم ؟ كسى كه همهء امّت تنها او را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مىدانند يا كسى كه همهء امّت وى را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نمىدانند ؟ ! طلحه گفت : اين سخن را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيده‌ايم ، ولى براى ما تفسير كن كه چگونه هيچ كس شايستگى ابلاغ آنچه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم است ندارد ، در حالى كه حضرتش به ما و ديگران فرمود : « بايد كه حاضر به غايب برساند » و يا اين فرموده‌اش در عرفه در حجة الوداع كه « خداى رحمت كند فردى را كه سخنم را بشنود و آن را به خاطر سپرد و سپس از قول من به ديگران برساند » ، « چه بسا كسى بار علم باشد اما آگاهى نداشته باشد ، چه بسا كسى دانشى را به ديگرى برساند كه آن كس داناتر از او است » ، « سه چيز است كه قلب فرد مسلمان آن را نيالايد : اخلاص در عمل براى خدا ، حرف شنوى و فرمانبرى از واليان امر و اندرز يك ديگر و پاى بندى به جماعت‌شان ، چرا كه دعوت واليان ، متوجه همهء مسلمانان است » و در جاهاى ديگرى حضرتش برخاست و فرمود « بايد كه حاضران به غايبان برسانند » ؟ على عليه السّلام فرمود : اين جمله را رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در روز غدير خم و روز عرفه در حجة الوداع و روزى كه درگذشت فرموده است ، به آخر خطبه‌اى بنگر كه در آن فرمود : « همانا كه من در ميان شما دو امر مهم را بر جاى مىنهم تا آنگاه كه به آن دو ، دست آويزيد هرگز گمراه نشويد ؛ كتاب خدا و اهل بيتم را ، همانا كه خداوند با من پيمان بسته كه اين دو از هم جدا نشوند تا كه در كنار حوض بر من وارد شوند ، اين دو مانند اين دو انگشت هستند ( به انگشت سبابه و ميانى اشاره فرمود ) كه يكى در پى ديگرى است ، پس به اين دو ، چنگ آويزيد كه گمراه نشويد و نلغزيد ، بر آنان پيشى نگيريد و از آنان عقب نمانيد و آنان را نياموزيد كه آنان داناتر از شما هستند » ،