سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
272
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
كه آنان با حق هستند و حق با آنان ، حق را از خود دور نكنند و حق آنان را از خود دور نكند » . آنگاه زيد بن ارقم ، براء بن عازب ، ابو ذر ، مقداد و عمار نشستند . * سليم گفت : سپس على عليه السّلام فرمود : اى مردم ! آيا مىدانيد كه خداوند در كتابش نازل فرموده : « همانا كه خداوند خواسته تا ناپاكى و پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك و پاكيزهتان سازد » « 1 » ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ، من ، فاطمه و دو پسرم حسن و حسين را گرد آورد ، سپس عبائى را بر روى ما انداخت و فرمود : اينان اهل بيت من و پارهء تنم هستند ، آنچه آنان را به درد آورد ، مرا به درد آورده و آنچه آنان را بيازارد مرا آزرده و آنچه آنان را در تنگنا اندازد مرا به تنگنا انداخته است ، پروردگارا ! ناپاكى و پليدى را از آنان ببر و پاك و پاكيزهشان گردان . امّ سلمه گفت : اى رسول خدا من هم هستم ؟ فرمود : تو بر خيرى ، اما اين آيه فقط در بارهء من و برادرم و دخترم فاطمه و دو پسرم حسن و حسين و نه نفر از نسل پسرم حسين است ، و در قلمرو اين آيه ما تنها هستيم و كسى با ما نيست » . همه گفتند : گواهى مىدهيم كه اين مطلب را امّ سلمه به ما گفت ، از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم پرسيديم ، آن گونه كه امّ سلمه گفته بود ، حضرتش به ما فرمود . * سپس على عليه السّلام فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ! آيا مىدانيد هنگامى كه خداوند اين آيه را نازل فرمود : « اى كسانى كه ايمان آورديد ، تقواى خدا داشته و با راستگويان باشيد » « 2 » ، سلمان گفت : اى رسول خدا ! اين آيه مؤمنان خاصى را شامل مىشود يا همهء مؤمنان را ؟ فرمود : « همهء مؤمنان مأمور به تقوى هستند و راستگويان فقط شامل حال برادرم على و اوصياء من پس از او تا روز قيامت مىباشد » ؟ گفتند : آرى ! * فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا مىدانيد كه در غزوهء تبوك به رسول
--> ( 1 ) قرآن 33 / 33 . ( 2 ) قرآن 9 / 119 .