سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

229

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

وصيان و وزيران است و تو نخستين كس از خاندانم هستى كه به من خواهى پيوست . آنگاه خداوند بار سوّم بر زمين نظرى كرد و تو و يازده مرد از فرزندان تو و از فرزندان برادرم ، همسرت على برگزيد . پس تو سرور زنان اهل بهشت هستى و دو پسرت حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشت ، و من و برادرم على و يازده امام ، اوصيائم تا روز رستاخيز ، همه‌شان هدايتگران و هدايت‌كنندگان هستند . نخستين وصيّم پس از برادرم على ، حسن است ، سپس حسين ، سپس نه نفر از فرزندان حسين ، در يك جايگاه در بهشت ، و جايگاهى نزديكتر به خداوند از جايگاه من و سپس جايگاه ابراهيم و آل ابراهيم نيست . اى دخترم ! آيا نمىدانى از كرامات خداوند كه شامل حالت گشته آن كه ؛ همسرت بهترين امت من و بهترين خاندانم مىباشد ؛ نخستين‌شان در پذيرفتن اسلام و بزرگترين‌شان در بردبارى و بيشترين‌شان در دانش و گراميترين‌شان در جان و راستگوترين‌شان در زبان و شجاع‌ترين‌شان در قلب و بخشنده‌ترين‌شان در مال و پارساترين‌شان در دنيا و سخت‌كوش‌ترين‌شان در اجتهاد است ! فاطمه از گفته‌هاى رسول خدا ، دلشاد و خوشحال شد . سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به فاطمه گفت : همانا كه على بن ابى طالب را هشت قوهء عاقله و فضائلى است كه احدى از مردم را نيست ؛ ايمانش به خدا و رسول خدا پيش از هر كس ديگر ، و كسى از امت من در اين امر بر او پيشى نگرفته است ، دانش او به قرآن و سنت من ، و كسى از امت من نيست كه همهء دانشم را بداند به جز همسرت ، زيرا خداوند مرا دانشى آموخته كه جز من و او كسى آن را نمىداند و خداوند آن دانش را به فرشتگان و رسولانش نياموخته و فقط مرا آموخت و فرمانم داد تا آن را به على بياموزم و من آن كار را كردم ، پس كسى از امت من نيست كه همهء دانش و فهم و فقه مرا بداند جز او ، و تو اى دخترم ! همسرش هستى و دو پسرش حسن و حسين نوه‌هايم و نوه‌هاى امتم مىباشند . و امرش به معروف و نهيش از