سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

193

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

جز او احدى را رسول خدا امارت نداده است و جز او احدى را اجازه امامت نماز جماعت نداده است . ابان گويد : گفتم : اى ابو سعيد ! آيا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به ابو بكر نفرمود كه با مردم نماز گزارد ؟ گفت : كجايى ابان ؟ ! مگر على نبود كه پيامبر به ابو بكر بگويد با مردم نماز بخواند ؟ ! على در تمام لحظات بيمارى در كنار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بود و به جاى حضرتش با مردم نماز مىخواند . و از طرفى ابو بكر هنوز نماز را به پايان نرسانده بود كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خودش آمد و ابو بكر را كنار زد و با مردم نماز خواند ! به خدا از على شنيدم كه مىگويد : رسول خدا در بيماريش برايم هزار دروازه از دانش را گشود كه هر بابى هزار باب ديگر گشايد . على در پايدارى عليه ستم كوشيد ، وقتى يارانى يافت بر اساس تأويل قرآن جنگيد آن گونه كه رسول خدا بر اساس تنزيل آن جنگيد ، امر به معروف كرد و نهى از منكر نمود ، در راه خدا جهاد كرد تا كه شهيد شد و خداوند را پاك و پاكيزه ملاقات كرد ، با ناكثين و قاسطين و مارقين كه خدا و رسولش او را به قتال آنان فرموده بودند ، جنگيد . ابان گويد : حسن اين سخنان را در جوانى و هنگامى كه از ترس حجاج متوارى بود ، در خانهء ابو خليفه كه در آن روز شيعه بود ، بر زبان آورد ، وقتى پا به سن گذاشت و مشهور شد و سخنانى از او عليه امام على شنيدم ، با وى خلوت كردم و اين سخنان را به يادش آوردم . گفت : بر من پوشيده دار ، آنچه مىگويم براى حفظ جانم است ، اگر اين سخنان نباشد ، مرا چوب مىزنند . اين روايت در منابع زير نيز آمده است : ابن شهر آشوب / مناقب 1 / 264 + بحرانى / اللوامع 373 ، 376 . + بحار 40 / 81 به نقل از مسند احمد بن حنبل .