سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

183

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

پيش از آن كه بيعت ابو بكر بر گردنم باشد ، با او به جهاد مىپرداختم و بر اساس حكم خدا با او رفتار مىكردم ، و اگر پيش از بيعت با عثمان نيز يارانى مىيافتم با آنان جهاد مىكردم و بر اساس حكم خدا با آنان رفتار مىكردم . اما پس از بيعت من با آنان ، راهى براى جهاد با آنان وجود نداشت . اشعث گفت : به خدا سوگند ! اگر واقعيت اين گونه بوده كه مىگويى ، همهء امت محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم جز تو و پيروانت هلاك شده‌اند . على عليه السّلام فرمود : اى پسر قيس ! به خدا سوگند ! آن گونه كه مىگويم حق با من است ، و تنها دشمنان حربى و پيمان‌شكنان و حيله‌گران و منكران و معاندان از امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم هلاك گشته‌اند ، اما هر كس كه به توحيد دست آويخته و به نبوّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و دين اسلام اقرار كرده و از صف ملّت ابراهيم خارج نشده و عليه ما ستمكاران را يارى نكرده و با ما دشمنى نورزيده ولى در امر خلافت دچار ترديد شده و اهل آن را نشناخته و ولايت ما را نيز نشناخته و با ما دشمنى نورزيده ، اين فرد مسلمان مستضعفى است كه اميد رحمت خدا بر او مىرود و بايد كه از گناهانش بيمناك باشد . * * * ابان گويد : سليم بن قيس گفت : در آن روز شيعه‌اى نبود كه با شنيدن اين سخنان چهره‌اش گشوده نشود و خوشحال نگردد ، چرا كه امير مؤمنان به شرح موضوع پرداخت و آن را آشكار نمود و از آن پرده برداشت و تقيّه نكرد . و از قاريان مقدس و متقى قرآن كه با ترديد و شك از اظهار نظر در بارهء خلفاى گذشته خوددارى مىكردند و در بيزارى از آنان احتياط مىكردند ، كسى نماند كه به يقين نرسد و آگاه نشود و نظرش عوض نگردد و شكش بر طرف نشود و به اطمينان كامل نرسد . و آن گروه از مردم كه از بيعت با على عليه السّلام خوددارى كرده و تنها در ادامهء بيعت با ابو بكر و عمر و عثمان به على مىنگريستند ، ابتدا وقتى اين سخنان را شنيدند ، سخن حضرتش را