سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
153
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
به خدا سوگند ! آنك كه با رسول خدا بوديم و با پدران و فرزندان و خالوان و عمويان و خويشاوندان خويش مىجنگيديم ، ما را ديدهاى كه آن نبردها چيزى جز بر ايمان و اسلام و پشت كار ما در اطاعت از خدا و آزادگى در مبارزه با همرزمانمان نمىافروزد . مردى از ما و مردى از دشمن ما هر دو مىكوشيدند تا مردانه بر يك ديگر بتازند و هر كدام جان خويش برهانند و زودتر به ديگرى جام مرگ بنوشانند ؛ گاه ما شرنگ مرگ را به كام دشمن مىچكانديم و گاه او چنين مىكرد . خداوند كه ما را راست كردار و پايدار ديد ، آياتى در ستايش ما در كتابش نازل فرمود و خشنودى خويش را از ما ابراز داشت و يارىمان كرد . نمىخواهم بگويم هر آن كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بود چنين بود ، ولى بيشترشان چنين بودند ، همراهانى هم با ما بودند كه جز خراب كردن كارها هنرى نداشتند ، خداوند در بارهء آنان فرمود : « حقّا كه دشمنى از دهنهاشان در آمده و آنچه در سينه نهان دارند بزرگتر از چيزى است كه بر زبان مىرانند » . « 1 » اى پسر قيس ! يكى از آنان كه تو و يارانت او را برتر مىدانيد از نبرد مىگريخت ! نه تيرى انداخت و نه شمشيرى زد و نه نيزهاى پرتاب كرد ، هر گاه مرگ حتمى مىنمود به سوراخى پناه مىبرد و فرارى مىشد و عقب مىكشيد و آن گونه كه ميش كورى پناه مىجويد پناه مىجست كه كسى جلودار وى نبود ، هر گاه دشمن را مىديد مىگريخت و از روى ترس و فلاكت دشمن را به دنبال خود مىكشاند . اما آنك كه پيروزى پديدار مىگشت و سخن از غنائم بود زبان مىگشود ! كه به فرمودهء خداوند : « آنك كه ترس نبرد از ميان رود ، از روى بخل در غنائم ، شما را با زبانهاى تند و تيز خود برنجانند » . « 2 »
--> ( 1 ) - قرآن 3 / 118 . ( 2 ) - قرآن 33 / 19 .