سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
101
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
حالشان نگردد ، آنان با قرآن و قرآن با آنان ، از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنان جدا نشود ، به وسيلهء آنان است كه خداوند امتم را يارى مىكند و به خاطر وجود آنان است كه بركات آسمانى نازل مىشود ، و به خاطر اجابت دعاى آنان است كه از امتم دفع بلا مىكند . گفتم : اى رسول خدا ! نامشان را برايم بگو ! فرمود : اين فرزندم ، و دستش را بر سر حسن گذاشت ، سپس اين فرزندم ، و دستش را بر سر حسين گذاشت ، سپس پسر اين فرزندم ، دستش را بر سر حسين گذاشت ، سپس پسرش كه هم نام من خواهد بود و نامش محمد است ؛ شكافندهء دانش من و خزانهدار وحى خداوند . اى برادر ! على بن الحسين در دوران زندگى تو زاده خواهد شد ، سلام مرا به او برسان . سپس به حسين عليه السّلام رو كرد و فرمود : محمد بن على در دوران زندگى تو خواهد زاد ، سلام مرا به او برسان . اى برادر ! بقيّه دوازده امام از فرزندان تو خواهند بود . گفتم : اى پيامبر خدا ! نام آنان را برايم بگو ! حضرتش نام يكايكشان را برايم گفت . به خدا سوگند اى سليم ! مهدى اين امت از آنان است كه زمين را آن گونه كه از ظلم و جور پر است از قسط و عدل سرشار كند . به خدا سوگند ! من همهء كسانى كه با وى در ميان ركن و مقام بيعت كنند مىشناسم و نامهاى همهشان و قبيلههاشان را نيز مىدانم . * * * * سليم گفت : پس از شهادت امير مؤمنان عليه السّلام ، حسن و حسين عليهما السّلام را در مدينه ملاقات نمودم و اين حديث را از قول پدرشان براىشان گفتم ، فرمودند : راست مىگويى ، ما نشسته بوديم كه پدرمان على عليه السّلام اين حديث را به تو مىگفت و ما نيز اين حديث را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه داشت به پدرمان مىفرمود ، به خاطر سپرديم در آن كم و زياد نشده است . * سليم گفت : على بن الحسين عليه السّلام را كه پسرش محمد بن على عليه السّلام نزدش نشسته