السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )

49

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

اى پروردگار من ( 1 ) و سؤال مىكنم ترا كه بگردانى مرا در حرز تو و در پناه تو و در نگاهداشتى تو و در حصار تو و در پناه تو غالب است پناه آورنده به تو و عظمت سپاس تو و نيست خداى غير از تو خداوندا فارغ گردان دل مرا « 1 » از براى دوست داشتن تو و از جهت يادآورى تو و باقى بدار تو او را از براى ترس از تو در زمان زندگانى من در همهء آن و بگردان توشهء مرا از دنيا پرهيزگارى از عقاب تو « 2 » و ببخشاى مرا توانائى كه متحمل شوم به سبب آن همهء طاعت تو را و بجاى آورم به سبب آن همهء خشنودىهاى ترا و بگردان گريز مرا به سوى تو ، و خواهش مرا در چيزى كه نزد توست ، و بپوشان به دل من وحشت از بدان مخلوقات تو را و مؤانست با دوستان تو « 3 » و با اهل طاعت ترا و مگردان از براى فاسقى و نه كافرى بر من منّتى و نه از براى او نزد من قوّتى و نه از براى من به سوى او احتياجى اى خداى من به تحقيق كه مىبينى تو مكان مرا ( 2 ) و مىشنوى سخن مرا و مىدانى امور پنهانى مرا و امور ظاهرهء مرا ، نيست پنهان بر تو چيزى از امر من ، اى كسى كه وصف نمىكند او را وصف كردن مدح‌كنندگان و اى شخصى كه درنمىگذرد از او اميد اميدواران اى كسى كه ضايع نمىشود نزد او مزد نيكوكاران اى كسى كه نزديك است يارى نمودن او مر ستم‌رسيده‌شدگان را اى كسى كه دور است مدد نمودن او از ستم‌كنندگان به تحقيق كه دانسته‌اى تو چيزى را كه رسيده است به من از فلان شخص از چيزى كه منع نموده‌اى تو و بر خود حلال نمود از من چيزى را كه حرام نموده‌اى تو آن را در حالى كه طغيان نموده در نعمت تو كه نزد اوست و فريب خورده به پردهء تو « 4 » كه بر روى اوست خداوندا پس مؤاخذه نماى او را از ستم من به غلبهء تو و كند نماى تندى عداوت او را از من به قدرت خود و بگردان از براى او شغلى در چيزى و عجزى از چيزى كه قصد مىنمايد آن را . خداوندا آسان مگردان از براى او ظلم بر من را و نيكو گردان بر او مدد بر من را و نگاه دار مرا از مثل كارهاى او و مگردان مرا به مثل حال او اى رحم‌كننده‌تر از رحم‌كنندگان بار خدايا بدرستى كه من پناه بردم به تو و اعتماد نموده‌ام بر تو و باز گذاردم امر خود را به سوى تو و پناه داده‌ام پشت خود را به سوى تو و

--> ( 1 ) يعنى فارغ گردان دل مرا از شغلها تا خالى باشد از امورى كه منافات داشته باشد با محبّت تو و مشغول گردد به محبّت تو . و اللَّه يعلم ( 2 ) يا آن كه پرهيزكارى از معاصى كه از جانب تو است و به توفيق دادن تو ميسّر مىشود . و اللَّه يعلم ( 3 ) انس ضدّ وحشت است ، يعنى دوستى و هم‌نشينى و هم‌صحبتى و التيام نمودن . ( 4 ) هر يك از بطرا و اغترارا ممكن است كه حال باشند از فاعل انتهك كه فلان شخص است . چنانچه ترجمه به آن شده و محتمل است كه مفعول له باشد يعنى ظلم نموده و هتك حرمت مرا مرتكب گرديده از جهت آن كه طغيان نموده در نعمت تو و از جهت آن كه صاحب غرور گشته در ستر و پوشانيدن تو عيوب را . و اللَّه يعلم