السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )
32
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
( 1 ) همهء چيزهائى در كمال قدرت [ توانائى - بسيار توانائى ] و چيزى كه خواهى تو آن را از هر چيز مىشود ، پس رحمت بفرست بر محمّد و بر آل او و كشف نماى از من غم را و كفايت نماى مرا از چيزى كه قصد نمايد مرا ، بدرستى كه تو بسيار بر آن قادرى ، اى بخشنده ، اى عطاكننده . خداوندا به تو طلب فتح مىنمايم و از تو طلب رستگارى مىنمايم و به محمّد كه بندهء تو و فرستادهء تو است كه بر او باد سلام و درود ، به سوى تو روى مىآورم . خداوندا آسان گردان از براى من سختى امر مرا و هموار گردان از براى من دشوارى امر مرا و ببخش به من از خوبى بيشتر از قدرى كه اميد دارم ، و صرف نماى از من شرّ بيشتر از آنچه مىترسم و دورى مىنمايم از آن و از چيزى كه حذر نمىكنم از آن و نيست قدرتى و نه توانائى مگر به خدا كه بلند و بزرگ است و رحمت خدا باد بر محمّد و بر آل او و كافى است ما را خدا و نيكو وكيلى است خدا ، نيكو صاحبى است خدا ، و نيكو يارى دهنده است خدا . ب : حرزى ديگر از براى حضرت امام زين العابدين عليه السلام بايد كه در هر صبح و شام خوانده شود : ( 2 ) ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان به نام خدا و به ذات خدا محكم بستم [ روى گردانيم ] دهنهاى جن و انسان را و شيطانها را و سحركنندگان را و ابليسها را از جن و انس و پادشاهان و كسى كه پناه برد به ايشان به خدا كه غالب و عزيزتر است و به خدا كه بزرگ و بزرگتر است « 1 » و به نام خدا كه هويدا و پنهان است و مستور و سپرده شده در خزينه است آنچنان اسمى كه بپاى داشته خدا « 2 » به بركت آن آسمانها و زمين را پس مستولى و مسلّط شده بر عرش ، به نام خدا كه بخشنده و مهربان است و واجب شود گفتار عذاب بر ايشان به سبب آن كه ستم نمودند پس ايشان سخن نگويند ، چه چيز است شما را كه سخن نمىگوئيد ، گفت كه دور شويد و خوار باشيد در جهنم
--> ( 1 ) يعنى بزرگتر است از آن كه به وصف درآيد و سابقا نيز اشاره به اين نموده . ( 2 ) يعنى هويدا و ظاهر است آيات و علامات و دلايل ظاهره و براهين باهرهاى كه بر وجود واجب الوجود و بر وحدانيّت و يگانگى او دلالت مىكنند و بر آن كه اوست پروردگار همهء عالم ، چنانچه از هر موجودى از آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست استدلال بر اثبات واجب الوجود و بر توحيد مىتوان نمودن ؛ و محتمل است كه مراد از ظاهر عالى باشد ، يعنى مرتبهء خدا بلندتر است از همهء چيزها ؛ يا آن كه مراد غالب باشد يعنى خداى تعالى غلبهكننده بر همهء اشياء است و مراد از باطن كه خداى تعالى پنهان است از نظرها ، يعنى در دنيا و عقبى او را نمىتوان ديد و رؤيت او محال است ؛ يا آن كه كنه ذات او و حقيقت آن را نمىتوان شناخت ، و تصوّر و تعريف آن محال است ؛ يا آن كه مراد آن است كه خداى تعالى عالم و مطّلع است بر امور پنهانهء در دلها و هر چيزى كه به خاطر شخصى خطور كند و پنهان نمايد از غير و همچنين مطّلع است بر عيبهاى باطنى و نهانى هر شخص . و اللَّه يعلم