السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )
13
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
( 1 ) نموده بودم و چون اين قدر منتخب ، همگى در رسالههاى متفرّقه و بياضهاى متعدده نقل شده بود و از يك ديگر متفرّق و با هم در كمال وحشت بودند و طالبان آنها را چندان انتفاعى و بهرهاى به سهولت حاصل و ميسّر نبود ، لهذا خواست به عون اللَّه تعالى كه وحشت آنها را به مؤانست و تفرقهگى آنها را به جمعيت مبدّل ساخته همهء آنها را در رسالهاى جمع نمايم ، زيرا كه هر گاه همگى در كتابى مجتمع و محفوظ باشند ، از براى راغبانش انفع و بهتر خواهد بود و از جهت طالبان ادعيه اسهل و نيكوتر مىباشد . و چون ادعيهء منتخبه و مجتمعه در اين رساله به منزلهء حيات و جانند نسبت به ساير دعاها و به منزلهء راه راستند جهت طالبان دعا ، لهذا اين رساله را به كتاب « مهج الدّعوات و منهج العنايات » ناميدم و حرزها و قنوتها و حجب و ساير دعاها را به ابواب و فصول از يك ديگر جدا و ممتاز نساخته ، بلكه همگى آنها را ايراد نمودم به منزلهء يك بوستان كه مشتمل باشد بر شكوفههاى رنگارنگ و ميوههاى گوناگون و به منزلهء يك باب باشد جهت رسيدن به محصول و ظفر يافتن به مقصود . پس شروع نمودم اوّلا در ذكر نمودن حرزهاى حضرت رسالت پناهى و ائمّهء هدى صلوات اللَّه عليه و عليهم اجمعين . حرزها : 1 - حرزهاى پيغمبر اكرم ( صلى اللَّه عليه و آله و سلم ) ( 2 ) الف : روايت نموده است ابو الحسن علىّ بن محمّد بن على بن عبد الصّمد تميمى از ثقفى « 1 » كه حكايت نمود به ما محمّد بن مظفر بن موسى بغدادى كه گفت : خبر داد ما را جعفر بن محمّد موصلى كه حديث نموده ما را ابو عمرو دورى ، از محمّد بن عبد الرّحمن قرشى ، از ابى سعيد عمر بن سعيد مؤدّب ، از فضل بن عبّاس ، از ابى كرز موصلى ، از عقيل بن ابى عقيل ، از آمنهء مادر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه : چون حامله شدم به پيغمبر صلّى الله عليه و آله در خواب ديدم كه شخصى آمد و گفت : اى آمنه حامله حاملهشدهاى به شخصى كه بهترين مخلوقات است ، پس بايد كه نامگذارى او را محمّد چه نام او در تورية احمد است و بعد از تولد او ببند بر او اين دعا را . پس چون بيدار شدم در نزد بالينم قصبهاى « 2 » از فولاد را يافتم كه در آن پوستى بود كه اين دعا و تعويذ بر او نوشته شده بود : به نام خداى تعالى بخشنده مهربان ، مىسپارم تو را كه پرورندهء تو است « 3 » و پناه مىدهم تو را به يكتاى ( 3 ) ، از شرّ هر رشك برندهء ايستاده و يا نشسته و از هر مخلوقى پيشىگيرنده و بدى نمودن در راههاى مواضع ورود جهت آب برداشتن ، ضرر نرسانند او را در بيدارى و نه در خواب و نه در حركت نمودن و نه در ايستادن در آخر شبها « 4 » و آخر روزها . قدرت خداى تعالى بالاتر از قدرتهاى ايشان است و منع نمودن خداى تعالى بالاتر از دشمنى نمودن ايشان است .
--> ( 1 ) ثقفى يعنى منسوب به قبيلهء ثقيف كه شيخ طائفهء هوازن بوده . اسم او قسىّ بن منبّه بن بكر بن هوازن ، و اسم ثقفى قدامة بن زايدهء كوفى موثّق است . ( 2 ) قصبه هر آن چيزى را گويند كه مستدير و طولانى باشد و ميان آن خالى باشد چون نى . خواه از نقره ساخته باشند آن را و خواه از فولاد و غير آن . ( 3 ) و احتمال دارد كه ربّك به فتح باء خوانده شود . يعنى ابتدا مىنمايم به اسم خدا و طلب محافظت تو را مىكنم از پرورندهء تو . ( 4 ) سجيس اللّيالي به معنى دائم و هميشه نيز آمده است يعنى آخر زمانه .