السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

660

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

منشأ كاربرد جملهء ياد شده در كلمات فقها اين آيهء شريفه است : « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ ؛ 1 كيفر آنان كه با خدا وپيامبر أو به جنگ برمىخيزند وروى زمين دست به فساد مىزنند اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا دست راست وپاى چپ آنها بريده شود » . از آن در باب حدود سخن گفته‌اند . مقصود از « قطع من خلاف » كه از حدود جارى بر محارب است ، اين است كه انگشتان يك دست ويك پاى محارب در جهت عكس يكديگر قطع شوند . چگونگى قطع در محارب ، همچون سارق ( - - ) سرقت ) بدين گونه است كه دست راست از بن چهار انگشت ؛ به گونه‌اى كه كف دست وانگشت ابهام باقي بماند ، وپاى چپ از محل برآمدگى روى پا ( كعب ) ، به گونه‌اى كه پاشنهء پا ومقدارى از محل مسح باقي بماند ، قطع مىگردد . 2 - - ) محارب ) قطع نخاع - - ) نخاع قطيفه - - ) دِثار قعود - - ) نشستن قفا قفا : پشت گردن ( - - ) گردن ) / پشت ( - - ) پشت ) . قِفار - - ) صحرا قُفّازين قُفّازيَن : نوعي دستكش . قفازين در كلمات لغويان وفقها به نوعي دستكش معنا شده كه در قسمت داخلي آن پنبه به كار مىرفته وداراى دكمه بوده است وزنان عرب براي محافظت از سرما آن را مىپوشيدند وروى ساعد مىبستند . در روايات وبه تبع آن در كلمات فقها واژهء قفّاز به صيغهء تثنيه ، يعنى « قفّازين » به كار رفته است . 1 از اين عنوان در باب حج سخن گفته‌اند . پوشيدن لباس دوخته در حال احرام بنابر مشهور بر زن جايز است ، جز قفّازين

--> ( 1 ) . مائده / 33 ( 2 ) . كشف الغطاء 4 / 426 ؛ جواهر الكلام 41 / 574 ) .