السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

648

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

در صورتي كه حاكم تشخيص دهد قسم دادن أهل كتاب به مقتضاى آيينشان قوىتر واستوارتر از قسم دادن به « اللَّه » است ، جايز است آنان را به مقتضاى كيششان سوگند دهد ؛ 93 ليكن برخى در آن اشكال كرده‌اند . 94 مستحب است حاكم پيش از سوگند دادن موعظه كند وطرف را از فرجام سوگند دروغ بيم دهد . 95 در مقام قسم خوردن كافى است بگويد : به خدا براي أو حقي بر من نيست . 96 گاهى بر حاكم ، تغليظ ودرشت قسم دادن ، مستحب است 97 - - ) تغليظ ) . حكم بر غايب : بنابر قول مشهور ، حكم بر فرد غايب در دادگاه مطلقا جايز است ؛ خواه در شهر محل قضاوت حاضر باشد يا در سفر باشد وخواه احضار أو امكان‌پذير باشد يا نباشد . 98 برخى گفته‌اند : در صورت حضور در شهر وعدم خوددارى از حضور در دادگاه در صورت فراخواندن ، صدور حكم بر أو جايز نيست . 99 حكم بر غايب تنها در حقوق الناس ، همچون ديون ، عقود ، ايقاعات ومانند آن جايز است ودر حقوق اللَّه ، مانند زنا ولواط جايز نيست وچنانچه مورد ادعا آميخته‌اى از هردو حق باشد ، حكم تنها در آن بخشي كه به حق الناس مرتبط است ، صحيح ونافذ مىباشد ، مانند سرقت كه به بازگرداندن مال به صاحبش حكم مىشود ؛ اما به قطع دست سارق غايب حكم نمىشود . 100 ابلاغ حكم براي اجرا : قاضى پس از صدور حكم ، براي اجرا وتنفيذ ، آن را به حاكمى ديگر يا همهء حاكمان وقضات ابلاغ مىكند . شيوهء ابلاغ به يكى از چهار صورت خواهد بود : نوشته ، شفاهى ، شهادت دو عادل واقرار دو طرف دعوا . هر يك از شيوه‌ها داراى احكامى است ( - - ) انهاء حكم ) . اجرا وتنفيذ حكم از طريق اعلام آن به قاضىاى ديگر تنها در حقوق الناس پذيرفته است ودر حقوق اللَّه جارى نمىشود . 101