السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
641
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
بر قاضى واجب است حكم را صادر كند ؛ ليكن مستحب است پيش از آن ، طرفين را به مصالحه ترغيب وتشويق كند وپس از خوددارى آنان از مصالحه ، اقدام به صدور حكم نمايد . 44 5 . چنانچه مدعى عليه دعواي مدعى را با طرح دعواي جديد قطع كند ، قاضى بدون توجه به آن ، پاسخگوى دعواي مدّعى بوده ومرافعه را به پايان مىبرد . 45 6 . قاضى موظف به رسيدگى به دعواي كسى است كه در طرح دعوا پيشى گرفته است . ودر صورت همزمان بودن طرح هر دو دعوا ، به دعواي آن كه در سمت راست خصمش نشسته است ، رسيدگى مىكند . 46 7 . اگر مدعى گواهان خود را احضار كند ، اما عدالت آنان براي حاكم محرز نباشد وأو از مدعى بخواهد عدالت ايشان را اثبات كند ودر مقابل ، مدعى از حاكم بخواهد تا زمان اثبات عدالت شهود ، منكر را به زندان افكند ، آيا اين كار براي حاكم جايز است يا نه ؟ مسئله محل اختلاف است . 47 همچنين است صورتي كه مدعى مالي ، يك شاهد اقامه وادعا كند شاهدي ديگر نيز دارد واز قاضى بخواهد تا زمان حضور شاهد ديگر بدهكار را زندانى كند . 48 8 . آيا قاضى مىتواند براي تنفيذ حكم قاضى پيشين ، حكم أو را بررسى كند ؟ مسئله اختلافى است . همچنين در اينكه دو طرف دعوا مىتوانند پس از صدور حكم ، براي تجديد نظر نزد قاضىاى ديگر بروند ، اختلاف است ؛ اما اگر دعواي جديد مطرح شود ، مانند ادعاى اشتباه قاضى أول در صدور حكم يا اهليت نداشتن وى براي قضاوت ويا عادل نبودن گواهان ، رفتن نزد قاضىاى ديگر براي تجديد نظر جايز است ( - - ) تجديد نظر ) . 9 . چنانچه كسى ادعا كند قاضىِ بر كنار شده با استناد به شهادت دو فاسق ، حكم صادر كرده است ، بر قاضى منصوب واجب است أو را احضار كند . در صورت حضور واعتراف به آن ، ملزم به ردّ مال مىشود ؛ اما اگر بگويد : صدور حكم با استناد به شهادت دو عادل بوده است ،