السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

628

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

بنابر قول نخست ( مواسعهء محض ) ، مقدم داشتن نماز قضا بر نماز حاضر مستحب است . از برخى قدما استحباب تقديم نماز حاضر بر نماز قضا نقل شده است . 31 قضاى نماز آيات : نماز آياتي كه سبب وجوب آن ، خورشيد يا ماه گرفتگى بوده ومكلّف با علم به كسوف يا خسوف آن را نخوانده ، قضاى آن بر أو واجب است . به قول مشهور ، خواه به جا نياوردن آن از روى عمد باشد يا از روى فراموشى . اما در صورت اطلاع نيافتن از كسوف يا خسوف تا برطرف شدن آن ، بنابر قول مشهور ، چنانچه تمامى ماه يا خورشيد گرفته باشد ، قضاى آن واجب است . 32 نسبت به ديگر أسباب موجب نماز آيات ، در صورت عدم اطلاع مكلف از آن تا پايان وقت آن ، بنابر قول مشهور ، قضا ساقط است . 33 قضاى نماز ميّت : نمازهاى فوت شده از مكلف در زمان حياتش بر عهده أو است وديگرى نمىتواند به نيابت از أو آنها را به جا آورد ؛ 34 ليكن پس از مرگش قضاى آنها بر ولىّ ميّت واجب است . بنابر قول مشهور ، قضاى نماز ميّت بر ولىّ أو متعيّن است وأو مخيّر بين قضاى نماز وصدقه دادن نيست . 35 برخى قدما گفته‌اند : چنانچه ولىّ ميّت براي هر دو ركعت ، يك مُدّ طعام ودر صورت ناتوانى مالي ، براي هر چهار ركعت يك مُدّ ودر صورت عدم توانايى از آن نيز براي نمازهاى روز ( صبح ، ظهر وعصر ) يك مدّ وبراي نمازهاى شب ( مغرب وعشا ) يك مدّ طعام صدقه بدهد ، از قضاى نمازهاى فوت شدهء ميّت كفايت مىكند . 36 مقصود از ولىّ ميّت - كه قضاى نمازهاى ميّت بر أو واجب است - به قول مشهور ، پسر بزرگتر أو است ( - - ) فرزند ارشد ) . آيا قضاى همهء نمازهاى واجب فوت شده از ميّت ، بر ولىّ أو واجب است يا تنها قضاى نمازهايى كه از روى عذر ، همچون بيمارى ، فوت شده است ويا تنها قضاى نمازهايى كه در دوران بيمارى منجر به مرگ ، فوت شده ، واجب مىباشد ؟ مسئله محل اختلاف است . 37 قول نخست به مشهور نسبت داده شده است . 38 همچنين