السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
622
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
به شرط آنكه خريدار قبل از به دانه نشستن ، آن را درو كند وچنانچه درو نكند ، فروشنده مىتواند آن را - پس از كسب اجازه از حاكم يا بدون اجازه از أو ، بنابر اختلاف ديدگاهها - درو كند ويا درو نكند واز خريدار اجرت مدت بقاى زراعت در زمين را دريافت نمايد . 3 اگر مورد معامله قصيل همراه ريشهاش باشد ، در صورتي كه پس از چيدن ، دو مرتبه برويد از آنِ خريدار است نه فروشنده . در غير اين صورت مال فروشنده است . 4 قضاء قضاء : انجام دادن عبادت خارج از وقت / حكم كردن در منازعات وفيصله دادن به آنها ( - - ) قضاوت ) . قضا در لغت ودر كلمات فقها در معاني متعدد به كار رفته است ، از جمله : قضاى دين ، به معناى پرداخت وادا كردن بدهى ( - - ) دين ) وقضاى حاجت ، به معناى بر آوردن نيازهاى ديگران ( - - ) حاجت ) ونيز تخلّى ( - - ) تخلى ) . قضا به معناى نخست در شناسه ، در اصطلاح فقها عبارت است از به جا آوردن عبادات داراى وقت مشخص در خارج آن وقت . از احكام آن در بابهاى صلات ، صوم وحج سخن گفتهاند . حكم تكليفي : عبادتهايى كه شارع مقدس براي آنها وقت تعيين كرده ، يا واجب است ويا مستحب . گزاردن عبادتهاى واجب وقت دار در وقت تعيين شده براي آنها ، واجب است ودر صورت نگزاردن آن تا پايان وقت ، قضاى آن در خارج وقت واجب خواهد بود ، مانند نمازهاى واجب روزانه وروزهء ماه رمضان . در صورتي كه به جا آوردن عبادتي در وقت معيّن مستحب باشد ، قضاى آن در خارج وقت نيز مستحب خواهد بود ، مانند نافلههاى شبانه روز 1 - - ) نوافل يوميه ) .
--> ( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « قصل » ( 2 ) . منهاج الصالحين ( سيد محسن حكيم ) 1 / 199 ؛ منهاج الصالحين ( خويى ) 1 / 144 ( 3 ) . المقنعة / 602 ؛ المراسم العلوية / 179 ؛ جواهر الكلام 24 / 116 - 117 ( 4 ) . تذكرة الفقهاء 10 / 409 .