السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

54

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

مراد از اين قاعده به اختصار اين است كه هرگاه كسى براي حفظ مال يا جان ديگرى به قصد احسان ونيكوكارى ، باعث ورود خسارت به أو شود ، در برابر آن پاسخگو نخواهد بود واين اقدام ضمانى را متوجه وى نمىسازد . از آن در كتب قواعد فقهى ونيز بابهايى چون وديعه ، غصب وقضاء سخن گفته‌اند . مفاد قاعده : قاعدهء احسان از فراز « ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ » 1 در آيهء شريفه گرفته شده است . از اين رو ، براي روشن شدن مفاد قاعده لازم است جملهء ياد شده توضيح داده شود . واژهء « ما » در آية ، نافيه و « على » مفيد ضرر است . « محسن » اسم فاعل از احسان مىباشد . احسان به كار نيك ومشروعى گفته مىشود كه با هدف منفعت رسانى به ديگران ويا دفع زيان از آنان انجام مىگيرد . 2 « سَبيل » در لغت به معناى سبّ وشتم ، حرج ، راه وحجّت آمده ومراد از آن در آيهء شريفه مؤاخذه است واز آنجا كه اين واژه در آيهء شريفه نكره در سياق نفى است ، افادهء عموم مىكند . بنابر اين ، مفاد آيهء شريفه چنين خواهد بود : به هيچ وجه نمىتوان احسان كننده وفرد نيكوكار را به سبب آنچه از اقدام نيكوى وى ناشى شده است ، مؤاخذه كرد . بنابر اين ، چنانچه عملي از كسى سر بزند كه به طور اتفاق موجب زيان به ديگرى گردد ، وفاعل آن نسبت به وى قصد احسان داشته باشد ، مسئوليت وضمانى بر عهدهء مرتكب شونده نيست ونمىتوان أو را به سبب اين اقدام زيان بأرش مؤاخذه كرد ، مانند آنكه شخصي گوسفند ديگرى را در بيابان سرگردان بيابد كه به علت گرسنگى در معرض تلف است ؛ سپس آن را به انگيزهء علف دادن ببرد واين اقدامش به طور اتفاقي موجب تلف شدن گوسفند گردد ، مثل آنكه سقف فرود آيد وحيوان در زير آوار بماند وتلف شود . از آنجا كه اقدام كننده به قصد احسان اين كار را انجام داده است ، ضامن نخواهد بود ؛ چنان كه از لحاظ تكليفي نيز مرتكب حرام نشده است .