السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
304
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
بنابر اين ، با علم به عدم انتساب ، قاعده جارى نمىشود . قاعده در جايى جريان مىيابد كه انتساب نوزاد به صاحب فراش محتمل وممكن باشد . امكان انتساب يا عادى است ويا شرعي . عادى يعنى اينكه انتساب نوزاد به صاحب فراش ، بر حسب عادت مستلزم امرى محال نباشد ، مانند اينكه صاحب فراش در غيبتي طولانى ، همچون سفري دراز مدت باشد وبر حسب عادت امكان ارتباط أو با زوجه از نزديك فرآهم نباشد . آنگاه زن فرزندى به دنيا آورد . در چنين شرايطى ، به طور عادى ، امكان انتساب نوزاد به صاحب فراش وجود ندارد . 16 مقصود از امكان انتساب شرعي ، شرايطى است كه شرع مقدس براي انتساب نوزاد به صاحب فراش معتبر دانسته است كه عبارت اند از : 1 ) . دخول ؛ هرچند به قول برخى ، انزال صورت نگرفته باشد ؛ 17 ليكن برخى در كفايت دخول بدون انزال منى اشكال كردهاند . 18 در كفايت دخول از دُبُر اختلاف است . به تصريح برخى ، دخول موضوعيت ندارد ؛ از اين رو ، اگر منّى صاحب فراش بيرون رحم نيز ريخته شود وامكان جذب آن توسط رحم زوجه باشد ، قاعدهء فراش جارى مىشود . 19 در بحث تحقق فراش اشاره شد كه بسيارى از فقها تحقق فراش را منوط به عقد وامكان آميزش پس از آن دانستهاند . بنابر اين ديدگاه ، چنانچه نوزادى پس از آن متولد شود ، به صاحب فراش ملحق مىشود ؛ هرچند در واقع دخولي صورت نگرفته باشد ، مگر آنكه به جهتي امكان انتساب به صاحب فراش وجود نداشته باشد ، مانند آنكه فاصلهء زمان عقد وامكان آميزش تا زمان تولد نوزاد كمتر از شش ماه باشد . بنابر اين ، احتمال دخول ، براي جريان قاعدهء فراش كفايت مىكند وعلم به دخول لازم نيست . البتة اگر صاحب فراش علم به عدم دخول داشته باشد ، مىتواند با لعان ، نوزاد را از خود نفى كند ؛ هرچند در صورت عدم لعان ، با حكم حاكم ، ملزم به پذيرفتن فرزندى أو خواهد بود .