السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
215
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
به عنوان نمونه ، در أصول فقه ، در بحث حقيقت ومجاز گفتهاند : اگر لفظي از متكلم صادر شود كه معناى مجازى نيز داشته باشد وقرينهاى بر اراده معناى مجازى نباشد ، بر معناى حقيقىاش حمل مىشود ؛ زيرا اگر مقصود متكلم معناى مجازى باشد ، بايد با نصب قرينه وشاهد بر آن ، مقصود خود را بفهماند ؛ در غير اين صورت ، اغراى به جهل لازم مىآيد كه بر متكلم حكيم قبيح است . 5 نيز در بحث مطلق ومقيّد گفتهاند : اگر مولا در مقام بيان باشد ودر كلام خود قيدى نياورد ، كلام أو حمل بر مطلق مىشود ؛ زيرا اراده مقيّد وعدم نصب قرينه بر آن ، اغراى به جهل وقبيح است . 6 در فقه نيز در موارد زيادى به اين قاعده استناد شده است ، از جمله : اجتهاد وتقليد : كسى كه ملكه اجتهاد دارد ، اما به جهت فقدان بعض شروط ، مانند عدالت ، اهليت فتوا دادن ندارد ، فتوا دادن براي أو جايز نيست ؛ زيرا فتوا دادن مصداق اغراى به جهل است . 7 برخى بين جهل عامي به حكم وجهل به موضوع تفصيل داده ودر جاهل به حكم - مانند عامىاى كه به عادل نبودن مجتهد علم دارد ، ليكن نمىداند مرجع تقليد بايد عادل باشد - فتوا دادن را مصداق اغراى به جهل دانستهاند ؛ بر خلاف جاهل به موضوع - مانند عامىاى كه مىداند مجتهد بايد عادل باشد ؛ اما نمىداند كه اين مرجع عادل نيست - كه اغراى به جهل صدق نمىكند . 8 برخى هيچ كدام از دو صورت را از مصاديق اغراى به جهل ندانستهاند . 9 طهارت : خوراندن چيز نجس به كسى كه علم به نجاست آن ندارد حرام است ، مانند اينكه ميزبان غذايى نجس براي ميهمان بياورد . از جمله ادلهء آن ، قاعده حرمت تغرير جاهل است . 10 تجارت : فروشندهء روغن نجسى كه مىداند اگر خريدار را از نجس بودن آن مطلع نكند ، بر حسب عادت آن را مىخورد ، بايد نجس بودن آن را به وى اعلام كند . دليل آن را قاعدهء حرمت تغرير جاهل دانستهاند . 11