السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

79

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

از آداب سعى ( - - ) سعى ) آن است كه حج گزار قبل از سعى بر كوه صفا بر آيد ؛ به گونه‌اى كه كعبه را ببيند و سپس در حالى كه ركن حجر الاسود را پيش روى خود دارد ، دعاهاى وارد شده را بخواند . 1 همچنين بالا رفتن بر كوه قُزَح هنگام وقوف در مشعر الحرام و ذكر خداوند بر آن مستحب است . 2 تكرار تلبيه ( - - ) تلبيه ) هنگام صعود بر بلندى و فرود آمدن از آن بر محرم مستحب است . 3 مستحب است مسافر هنگام بر آمدن بر بلنديها و صعود بر تپه‌ها اين ذكر را بگويد « الله اكبر ، الله اكبر ، لااله الاّ الله و الله اكبر ، و الحمد لله رب العالمين ، اللّهم لك الشرف على كل شرف » . 4 ( - - ) بلندى ) صعوه صَعوه : آبدارك ؛ پرنده‌اى كوچك شبيه گنجشك با منقار نازك ، نوك تيز و بالهاى گِرد . 1 از آن در باب حج و اطعمه و اشربه نام برده‌اند . صعوه از پرندگان حلال گوشت است . 2 چنانچه محرم ( - - ) احرام ) آن را بكشد ، بنابر قول مشهور بايد يك مُدّ طعام ( - - ) مُدّ ) كفاره بدهد . 3 صعيد صَعيد : سطح زمين . واژهء صعيد در قرآن كريم در مقام بيان حكم تيمّم ( - - ) تيمّم ) در فرض عدم دسترسى به آب به كار رفته است . 1 مراد از صعيد به قول مشهور ، هر چيزى است كه عنوان زمين بر آن صادق است ؛ اعم از خاك ، سنگ ، سنگ ريزه ، كلوخ و مانند آن . 2 اطلاق صعيد بر مطلق سطح زمين از لغويان بر جسته نيز نقل شده است ؛ 3

--> ( 1 ) . الحدائق الناضرة 16 / 260 - 264 ؛ جواهر الكلام 19 / 413 - 414 * ( 2 ) . الروضة البهية 2 / 276 ؛ جواهر الكلام 19 / 84 * ( 3 ) . جواهر الكلام 18 / 273 ؛ العروة الوثقى 4 / 668 * ( 4 ) . المزار ( شيخ مفيد ) / 66 . ( 1 ) . لغت نامهء دهخدا و لسان العرب ، واژهء « صعو » * ( 2 ) . جواهر الكلام 36 / 317 * ( 3 ) . 20 / 244 .