السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
593
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
غصب غصب : به زور و ستم گرفتن مال ديگرى . غصب در لغت به معناى گرفتن چيزى از روى ستم است . 1 كلمات فقها در تعريف غصب مختلف است . مشهور آن را به تحت سلطه در آوردن مال ديگرى از روى ستم تعريف كردهاند . 2 برخى در تعريف آن به جاى مال ، واژه حق را به كار برده و گفتهاند : در موارد دست يازى به حق ديگرى از روى ستم ، مانند تحجير ( - - ) تحجير ) ، نيز غصب تحقق مىيابد ؛ با آنكه در اين گونه موارد ، آنچه تحت سلطه در آمده ، مال نيست ؛ بلكه حق ديگرى است . و نيز غصب با گرفتن آنچه كه به دليل ناچيز بودن ، نزد عرف ماليت ندارد ، مانند يك دانه گندم ، تحقق مىيابد ؛ در حالى كه تعريف مشهور شامل آن نمىشود ؛ اما مصداق حق است . بنابر اين ، واژهء حق اعم از واژهء مال است . 3 بعضى ديگر در تعريف غصب به جاى واژهء ظلم و تعدّى ، از واژهء « ناحق » استفاده كرده و غصب را به تحت تصرف در آوردن مال ديگرى به غير حق تعريف كردهاند . اين تعريف اعم از تعريف مشهور است ؛ زيرا كسى را كه از روى اشتباه لباس ديگرى را پوشيده و يا در خانهء او ساكن شده نيز دربر مىگيرد ؛ ليكن تعريف مشهور شامل چنين كسى نمىشود . برخى به جهت همين شمول ، اين تعريف را داراى اشكال دانستهاند ؛ زيرا كسى كه به اشتباه لباس ديگرى را پوشيده يا در خانه او سكنى گزيده ، به نظر عرف غاصب به شمار نمىرود ؛ چنان كه عمل او از نظر شرع نيز غصب محسوب نمىشود ؛ هرچند در برخى احكام با غاصب مشترك باشد . 4 برخى گفتهاند : غصب داراى معناى شرعى نيست ؛ بلكه بر همان معناى لغوى باقى است . ضمن آنكه غالب احكام شرعى آن ، خصوصيتى به عنوان غصب ندارد ؛ بلكه ثبوت آنها از جهت تحت تصرف و سلطه گرفتن مال ديگرى است ؛ هرچند عنوان غصب بر آن صدق نكند و در بعضى احكام كه بر خصوص غصب مترتب مىگردد ، مانند حرمت آن به معناى لغوى غصب كه همسو با معناى عرفى آن است ، رجوع مىشود . 5