السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
591
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
4 . نشان دادن چيزى بر خلاف جنس و ماهيت آن ، مانند آبكارى آهن با نقره يا طلا تا خريدار آن را به عنوان نقره يا طلا بخرد . 5 . اعلام نكردن عيب كالا به خريدار در برخى موارد ، مانند موردى كه فروشنده مىداند خريدار با اعتمادى كه به وى دارد ، بازگو نكردن عيب كالا توسط او را به منزلهء سلامت آن تلقى مىكند ؛ از اين رو ، كالا را نمىبيند و وارسى نمىكند تا از عيبش آگاهى يابد . در اين صورت ، اعلام نكردن عيب كالا توسط فروشنده با اعتماد خريدار به وى ، غشّ محسوب مىشود . 3 تحقق غشّ در همهء موارد آن ، منوط به آگاه بودن فروشنده از غشّ و جهل خريدار به آن است . بنابر اين ، چنانچه هر دو عالم به آن باشند يا فروشنده جاهل و خريدار عالم به آن باشد ، غشّ تحقق نمىيابد ؛ چنان كه با آشكار و نمايان بودن اختلاط دو چيز با يكديگر ؛ به گونهاى كه تشخيص آن نيازمند دقت نباشد ، نيز غشّ صادق نيست . 4 برخى گفتهاند : چنانچه فروشنده نسبت به بيان عيب يا نقص موجود در كالا سكوت كند ، در صورتى كه وى منشأ بروز آن نباشد ، غشّ به شمار نمىرود ، مگر آنكه خريدار به سبب اعتمادى كه به او دارد از وى بخواهد عيب يا نقص موجود در كالا را بازگو كند و او سكوت نمايد كه در اين صورت غشّ محقق مىشود ؛ 5 ليكن برخى ، ملاك در تحقق غشّ را علم فروشنده به نقص يا عيب كالا و جهل خريدار به آن دانستهاند . بنابر اين ، با علم فروشنده به عيب يا نقص و جهل خريدار به آن ، غشّ تحقق مىيابد ؛ هرچند فروشنده در بارهء آن سكوت كند . 6 از احكام عنوان ياد شده در بابهاى زكات و تجارت سخن گفتهاند . حكم تكليفى : غشّ در معامله به هر شكلى حرام است ، مگر آنكه خريدار از آن آگاه باشد و يا در صورت سكوت فروشنده ، جنس را به قيمت پايين بفروشد ؛ به گونهاى كه خريدار زيان نبيند . 7