السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
491
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
با مرگ او عقد باطل و عين به مالك ، در صورت زنده بودن ، و به ورثهء او در صورت فوت مالك ، برمىگردد . بنابر اين ، اگر مالك پيش از او بميرد ، بنابر قول مشهور عقد به قوت خود باقى است . اگر عقد مقيد به عمر طرف مقابل و عمر صُلب او ( فرزندان و فرزندان ايشان ) باشد ، حق انتفاع از عين تا زمان حيات آنان از آنِ ايشان خواهد بود و با مرگ همه ، عين به مالك يا ورثهء او بر مىگردد . 2 از برخى قدما - در فرض تقيد عقد به عمر غير مالك ، و فوت مالك قبل از او - نقل شده كه چنانچه قيمت ملك افزون بر ثلث اموال ميّت باشد ، ورثه مىتوانند عين را از كسى كه عمرى براى او قرار داده شده پس بگيرند ؛ 3 چنان كه برخى ديگر از قدما - در فرض آخر ؛ يعنى صورت تقيد عقد به عمر غير مالك و صلب او - به انتقال ملكيت عين به آنان و در نتيجه عدم بازگشت عين به مالك يا ورثهء او پس از فوت همه ، قائل شدهاند . 4 چنانچه عقد عمرى مطلق باشد ، مانند اينكه بگويد : « أعمرتك هذه الدار ؛ اين خانه را به مدت عمر ، به تو دادم » بدون آنكه تعيين كند عمر چه كسى ؛ مالك يا طرف مقابل ، آيا عقد صحيح است يا باطل ؟ اختلاف مىباشد . 5 بنابر قول به صحّت ، مالك هر زمان كه بخواهد مىتواند او را بيرون كند . 6 آيا تقيّد عقد عمرى به عمر اجنبى ( غير دو طرف عقد ) صحيح است يا نه ؟ مسئله اختلافى است . 7 بنابر قول به صحّت ، با مرگ مالك ، عقد به قوّت خود باقى است ؛ ليكن چنانچه طرف بميرد ، آيا عقد باطل ، و عين به مالك بر مىگردد يا به ورثهء طرف داده مىشود و تا زمان زنده بودن اجنبى ، عقد به قوّت خود باقى خواهد ماند ؟ مسئله محل بحث است . برخى گفتهاند : عين به مالكش بر مىگردد . 8 بحث اينكه مقتضاى عقد عمرى تمليك منفعت است يا انتفاع و يا اباحه ، در عنوان سكنى گذشت .
--> ( 1 ) . الكافى فى الفقه / 363 - 364 ؛ ارشاد الاذهان 1 / 456 ؛ التنقيح الرائع 2 / 332 ؛ جواهرالكلام 28 / 147 *