السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

293

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

عاريه عاريه : از عقدهاى جايز . عاريه با تشديد و بدون تشديد « يا » از « عارَه » مصدر دوم « اعَرتُه ، اعارة و عارة » و يا از « تعاور » به معناى « تداول » 1 عبارت است از عقد جايزى كه ثمرهء آن جواز انتفاع از عين به‌طور رايگان با بقاى عين مىباشد . 2 برخى ، عاريه را به مسلط كردن ديگرى بر عين براى استفاده رايگان از آن تعريف كرده‌اند . 3 عاريه عنوان بابى مستقل در فقه است كه از احكام آن به تفصيل در اين باب سخن گفته‌اند . مشروعيت : شكى در مشروعيت عاريه نيست . بر مشروعيت آن به كتاب ، سنّت و اتفاق فقها استدلال شده است ؛ 4 و از اين جهت كه از مصاديق بِرّ و احسان است ، مستحب مىباشد . 5 اركان : صيغه ، مُعير ( عاريه دهنده ) ، مُستعير ( عاريه گيرنده ) و مُعار ( مال عاريه داده شده ) اركان عاريه‌اند . 1 . صيغه : عاريه عقد است ؛ از اين رو ، در تحقق آن ايجاب و قبول شرط است . در ايجاب و قبول ، هر لفظى كه بيانگر اذن در استفاده از مال عاريه‌اى از طرف عاريه دهنده و قبول آن از طرف عاريه گيرنده باشد كفايت مىكند . 6 بلكه در تحقق عقد عاريه ، ايجاب لفظى و قبول فعلى نيز كفايت مىكند ، مانند اينكه مستعير پس از ايجاب معير ، معار را از او تحويل بگيرد . گروهى در تحقق عاريه حتى ايجاب و قبول فعلى را كافى دانسته و گفته‌اند : در تحقق عاريه نيازى به لفظ نيست و با هرچه كه بر رضايت دادن معير و پذيرش مستعير دلالت كند ، محقق مىشود . بنابر اين ، معاطات ( - - ) معاطات ) در عاريه جريان مىيابد ، مانند اينكه كسى به قصد عاريه ، پيراهنى را براى پوشيدن به ديگرى بدهد و او آن را بگيرد و بپوشد و يا فرشى را براى استفاده به او بدهد و او آن را بگيرد و پهن كند . 7 برخى ، عاريه را با ايجاب و قبول فعلى قابل تحقق ندانسته و گفته‌اند : عاريهء معاطاتى ، اباحهء تصرف به‌طور رايگان است .