السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
125
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
حاصل مىشود و پس از انحلالِ نكاح نيز به قوت خود باقى است ، در دو مورد ياد شده ، ازدواج موقت تنها با هدف ايجاد محرميت صورت مىگيرد و مقصود اصلى در اين گونه ازدواج خود ازدواج نيست ؛ بلكه محرميتى است كه به تبع ازدواج حاصل مىشود ؛ از اين رو ، به آن صيغهء محرميّت اطلاق مىشود . البته در عرف بر ازدواج موقتى كه ميان دختر و پسر ، پيش از ازدواج دائم به منظور آشنايى بيشتر صورت مىگيرد نيز صيغهء محرميت اطلاق مىشود كه در واقع همان ازدواج موقت است و موضوع اين مقاله نيست ( - - ) ازدواج موقت ) . موضوع اين مقاله تزويج دختر يا پسر نابالغ توسط ولىّ به قصد حصول محرميت است . از آن در باب نكاح سخن گفتهاند . هرگاه پدر به قصد حصول محرميت ، دختر نابالغ خود را به عقد موقت مردى بالغ درآورد تا آن مرد به مادر و جدّهء آن دختر محرم شود و يا پسر نابالغ خود را به عقد موقت زنى بالغ در آورد تا آن زن بر پدر او محرم شود ، آيا چنين عقدى صحيح است و بر آن آثار عقد صحيح مترتب مىگردد يا نه ؟ اين بحث به صراحت در كلمات قدما و بسيارى از متأخران مطرح نشده است و تنها معاصران و برخى متأخران متعرض حكم مسئله شدهاند . اينان نيز در صحّت چنين عقدى اختلاف كردهاند . برخى آن را مطلقا صحيح دانستهاند . 1 در مقابل ، برخى ديگر چنين عقدى را كه تنها به قصد محرميت انجام مىگيرد و قصد استمتاع درآن نيست ، صحيح ندانستهاند . 2 بعضى قصد استمتاع را شرط ندانسته ، ليكن امكان استمتاع و لذت بردن را شرط دانسته و گفتهاند : پسر يا دختر نابالغ بايد در سنى باشد كه امكان بهرهء جنسى از او فراهم باشد و يا - در غير اين صورت - مدت عقد را به اندازهاى قرار دهند كه در بخشى از آن امكان استمتاع وجود داشته باشد ، مانند اينكه دختر چهار ساله را به مدت چهار سال به عقد موقت مردى درآورند . 3