محمد دشتى
72
فرهنگ واژه هاى معادل نهج البلاغه (فارسى)
اوّل - سياسى 1 - روش برخورد با هواپرستان مغرور لا تلقينّ طلحة ، فإنّك إن تلقه تجده كالثّور عاقصا قرنه خ 31 / 1 ( با طلحه ملاقات نكن ، زيرا او را چونان گاوى كه شاخهايش اطراف گوشش پيچ خورده خواهى يافت ) 2 - روش برخورد با دشمن و لكن الق الزّبير ، فإنّه ألين عريكة خ 31 ( امّا با زبير ملاقات كن كه نرمخوتر است ) 3 - ضرورت دشمن شناسى و لكن الق الزّبير . . . عرفتني بالحجاز و أنكرتني بالعراق فما عدا ممّا بدا خ 31 ( با زبير ملاقات كن . . . بگو در حجاز مرا شناختى و در عراق انكار مىكنى ؟ چه شد كه از پيمان خود بازگشتى ) دوّم - علمى 1 - روانشناسى هواپرستان مغرور يركب الصّعب و يقول : هو الذّلول خ 31 ( طلحه بر مركب سركشى سوار مىشود و مىگويد رام است ) 2 - نقش روانشناسى در دشمن شناسى لا تلقينّ طلحة . . . عرفتني بالحجاز و أنكرتني بالعراق فما عدا ممّا بدا خ 31 ( با طلحه ملاقات نكن با زبير ملاقات كن و بگو در حجاز مرا شناختى و در عراق انكار مىكنى ؟ چه شد كه از پيمان خود بازگشتى ) خطبه 32 سياسى ، اجتماعى ، علمى ، اعتقادى ، اخلاقى اوّل - سياسى