محمد دشتى
17
فرهنگ واژه هاى معادل نهج البلاغه (فارسى)
در يك نگاه واقع بينانه ، اعتراف برخى از واقعيتها ، ضرورى و تلخ است كه : الف - كشورهاى پيشرفته با سرمايههاى اندك تنها با بكارگيرى ابزار و ادوات پيشرفته ، و روشهاى تحقيقاتى شايسته موفقند و ما با برخوردارى از منابع غنى ، هنوز بفكر يافتن نيازمنديها ضرورى ، اندر خم يك كوچهايم . ب - آنها با سرمايههاى اندك رفتند و رسيدند ، و ما بر روى دنيايى از ذخائر و معادن علوم ، گرسنه ماندهايم . ج - آنها با مدرنيزه كردن أدوات تحقيق ، و رايانهاى شدن كتابخانهها ، و مراكز تحقيقاتى ، در عمق زلال علوم شنا مىكنند ، و ما در كنار درياى مواج و خروشان علوم و معارف قرآنى و آثار اهل بيت عليهم السّلام ، سرگردانيم و بقول شاعر : ماهيان نديده غير از آب * پرس و پرسان ز هم كه آب كجاست ؟ د - آنها به همهء سرمايههاى خود رسيده و در فكر فرار مغزها و تاراج سرمايههاى فرهنگى ملل جهانند ، و تازه احساس كمبود نموده ، در فكر طرحهاى دراز مدت تحقيقاتى بسر مىبرند و ما در شناخت و كشف و استخراج سرمايههاى خود عاجزيم و پلهاى ارتباطى لازم را بوجود نياوردهايم . ه - محققان فراوان كشورهاى پيشرفته بدنبال انتخاب موضوعات قابل تحقيق و ارزيابى تلاش مىكنند و مىگويند : دربارهء كدام موضوع مفيد بايد ارزيابى نمود ؟ اما در ديار ما ، و روزگاران آشفته ما ، مفاهيم بلند و ارزشمند اسلامى ، بدنبال محققان اندك و انگشت شمارند كه : چه كسى بايد ، روزى ، روزگارى ، به كنكاش و تحقيق پيرامون مباحث حياتى و سرنوشتساز منابع قرآنى و حديثى بپردازد . يعنى در آنجا محقّق بدنبال موضوعات تحقيقاتى است و اينجا ، موضوعات و مفاهيم در پى انتخاب محققان متعهّد سرگردانند ! ! و - در آن ديار مىگويند چه داريم ؟ و چه دارند ؟ و چه مىشود داشت ؟ كه در اين ديار مىگوئيم ، چه بايد كرد ؟ و چگونه بايد يافت ؟ « اگر در اين قلم زدن بى حاصل و دردمندانه ، بيش از اين بگويم مىترسم شامل اين شعر باشم كه : سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد