ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
46
لمعات الهيه (فارسى)
نيست در اينكه عدم مشترك معنويست ، و نزاع در وجود واقع و متحقق است و آن نزاع اينست كه طايفه اشعريه از متكلمين توهم نمودهاند كه وجود معانى متعدده دارد و اشتراك در ميانه آنها به مجرد اتفاق در لفظ وجود است ، و گفتهاند كه وجود هرماهيتى عين آن ماهيت است به اين معنى كه وجود انسان بعينه معنى انسانست ، حتى اينكه وجود انسان و لفظ انسان را دو لفظ مترادف ميدانند ، پس در نزد ايشان تعدد معانى وجود ، بعدد ماهياتست ، لهذا ناچارم از ذكر بعضى از شواهد و منبّهاتى كه نقاب اختفا و احتجاب از چهره شاهد اين مدعى بردارد تا بعضى از طلاب علوم حقيقيه و معارف يقينيه را مجال احتمال آن توهم فاسد و مقام تجويز آن خيال باطل نماند . شاهد اول آنست كه هرگاه وجود مشترك معنوى نباشد هرآينه ممتنع مىباشد جزم بوجود در نزد تردد در خصوصيات ماهيات ، ليكن لازم باطل است پس ملزوم نيز باطل خواهد بود . بيان ملازمه آنست كه بر تقدير عدم اشتراك معنوى وجود يا انفس خصوصيات است يا اختصاص به آن خصوصيات دارد ، در صورت اول ظاهرست كه تردد در خصوصيات ، عين تردد در وجود است ، و در صورت دوم بالضروره « 1 » تردد ،
--> ( 1 ) - اما در صورت علم باختصاص ، پس مطلب در نهايت انكشافست ، و اما در صورت شك باختصاص پس معلل كرده است والد علامه آن را در حواشى كه جسته جسته بر شوارق نوشتهاند باينكه تردد در شىء منفك نمىشود از تردد در آنچه محتمل است اختصاص او به آن شىء ، و الا لازم مىآيد عدم احتمال اختصاص ، چنان كه فرمودهاند : لأن التردد فى شىء لا ينفك عن التردد فيما احتمل اختصاصه له ، و الا يلزم عدم احتمال اختصاصه له كما يظهر بالتأمل . و اين تعليل به ظاهر عليل است زيرا كه با صورت احتمال اختصاص علم ببقاء خاص و تردد در ذى الخاصه جمع مىشود مثل آنكه كسى شك كند در اختصاص مشى به حيوان و شبحى ماشى از دور مشاهده كند و نداند كه حيوانست يا غير حيوان ، پس اين شخص در اين صورت با تردد در حيوانيت عالم بمشى است و اختصاص نيز محتمل است و اين معنى كمال وضوح دارد بدون آنكه بتأملى محتاج باشد پس بهتر آنست كه گفته شود در صورت اشتراك لفظى تردد در خصوصيات مستلزم تردد در وجود است زيرا كه مفهوم از وجود در هرماهيت معنى ديگر است و اين معنى كمال وضوح دارد . على الطهرانى عفى عنه .