ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
43
لمعات الهيه (فارسى)
ممكنات خواه متناهى باشد و خواه غير متناهى ، نسبتش بوجود و عدم مساويست ، زيرا كه وجود سلسله عبارت از وجودات آحادست و آن را وجود عليحده متحقق نيست ، پس امكان سلسله ، عبارت از امكان آحاد است ؛ از اين جهت است كه مركب از موجودات متعدده ، مركب اعتبارى مىباشد ، و تركيب حقيقى كه مؤدى ، بوحدت حقيقيه باشد متصور نمىباشد مگر در صورتى كه اجزاى مركب ، موجود بوجود واحد باشند ، چنان كه وجدان صحيح به اين معنى شاهد است و در جاى خود نيز مبرهن و تحقيقش به نحوى از اختصار در لمعات اثبات بساطت حقه در واجب الوجود - جل اسمه - مذكور خواهد شد . پس هرگاه نسبت وجود و عدم بر هريك از اجزاى سلسله مساوى باشد ، نسبت وجود و عدم بر همهء سلسله كه عبارت از آحاد بالاسر است نيز مساوى خواهد بود ، و نيز سابقا محقق گرديد كه ممكن از آنجهت كه ممكن است تقرر و شيئيتى از براى آن ثابت نمىتواند شد ، پس ممكن را از آنجهت كه ممكن است حيثيت ذاتش عين حيثيّت استواى نسبت است بوجود و عدم ؛ تفاوتى متصور نمىباشد در اين باب اينكه واحد باشد يا متعدد ، متناهى باشد يا غير متناهى ، - متدبر باش كه خالى از دقتى و لطافتى نيست - و حال آنكه هرگاه از براى سلسله وجود عليحده نيز متحقق باشد ممكن الوجود خواهد بود نه واجب الوجود ، زيرا كه آن سلسله مركب از آحاد است و هرمركبى محتاج و هرمحتاجى ممكن است . پس هرگاه همه سلسله ، ممكن عليحده باشد ، نسبت آن بوجود و عدم نيز مساوى خواهد بود ، پس هرگاه واجب الوجود بالذات ، موجود و متحقق نباشد ، لازم آيد ترجح وجود سلسله بر عدم آن سلسله بدون مرجح ، و اين معنى ترجح بلا مرجح است ، و بالضرورة محال ، پس ناچار است از وجود مرجحى كه خارج باشد از سلسله جميع ممكنات ، و او واجب الوجود است . و اين برهان شريف به اين تقرير لطيف از ملهمات اين فقير و از خصايص اين وجيزه است و در كتب الهى و كلام به نظر قاصر اين فقير نرسيده است . مخفى نماناد كه از اين برهان قاطع و تبيان ساطع بطلان دور و تسلسل نيز مستفاد « 1 » مىشود چنان كه بر متأمل
--> ( 1 ) - اين برهان را كه برخى از محشين به « طريقة حسنة مخترعة للمؤلف العلامه الحكيم القدوسى نصير الدين الطوسى » تعبير نمودهاند و اصل آن مبتنى است بر اين مسأله مهم و اصل اساسى كه شىء تا -