ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

34

لمعات الهيه (فارسى)

غير متناهى مىباشند ، در ازاء هرجزئى از ديگرى واقع مىشود ، نه از براى اينكه هردو سلسله متساوى مىباشند . جواب اين اعتراض از مقدمه اولى معلوم مىشود لهذا احتياج باعاده نيست . اعتراض دوم نقض باعداد است ، بيانش آنست كه : هرگاه اين دليل تمام باشد ، لازم مىآيد كه اعداد ، غير متناهى نباشند ، و اين باطل است ، پس دليل ناتمام است . جواب اين اعتراض از مقدمه دوم مستفاد مىشود . سوم نقض بحركات فلكيه است كه در نزد فلاسفه غير متناهى مىباشد ، و حال آنكه بمقتضاى اين برهان بايد متناهى باشد . جواب اين اعتراض نيز از مقدمهء دوم ظاهر مىشود علاوه بر اين ، فلاسفه حركات و متحركات را منتهى بواجب الوجود مىدانند ، و تناهى و تسلسل باهم متنافيانند ، و حال آنكه مقصود بالذات از ابطال تسلسل آنست كه سلسله ، بواجب الوجود بالذات منتهى شود . چهارم نقض بمقدورات خداوند عالم است ، بيان نقض و جوابش هردو از آنچه كه مذكور شد ظاهر مىشود . پنجم نقض شرطيه ثانيه است ، بيانش آنست كه واحد مكرر بعده غير متناهى كمتر است از - ده - مكرر بعده غير متناهى ، و حال آنكه هردو غير متناهى مىباشند . پس باطل شد قول مستدل كه چون سلسله دوم كمتر است از سلسله اولى به قدر پنج عدد ، پس بايد متناهى باشد . جواب اين اعتراض از آن دو مقدمه ظاهر مىشود ، زيرا كه عدم تناهى در عدد بمعنى لا يقف است نه به اين معنى كه بالفعل غير متناهى است ، و الا در مثال مفروض عدم تناهى واحد مكرر بعده غير متناهى ، مسلم نخواهد بود ، و همچنين است عشره نسبت بمأه ، پس نقض تمام نخواهد بود ، زيرا كه مادهء نقض بايد مسلم باشد ، و ناقض از آنجهت كه ناقض است مستدل است ، و اثبات مقدمهء ممنوعه بر او لازم است ، بخلاف غير متناهى در ما نحن فيه ، كه غير متناهى بالفعل است . ششم ، اعتراضى است كه صاحب كتاب قبسات ، سيد افاخم و سند اعاظم ، استاد الكل فى الكل آقا مير محمد باقر الداماد « رحمه اللّه » اعتراض فرموده‌اند ، و ملخص آن