ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
21
لمعات الهيه (فارسى)
معناى ديگر دارد و آن عبارت از تعلق ذاتى و ارتباط حقيقى است ، به اين معنا كه با نفس خود متعلق و مرتبط مىباشند بغيرى كه جاعل و مقوم آنها است ، و الا مجعول بالذات نخواهند بود ، پس وجودات امكانى متعلقات بالذات و مرتبط بالذات مىباشند ، متعلق بالذات و مرتبط بالذات حقيقتش حقيقت تعلقيه و حيثيت ذاتش حيثيت ارتباطيه مىباشد ، حقيقت تعليقه را بدون متعلق به ، و حيثيت ارتباطيه را بدون مرتبط اليه ، تحصلى و تحققى متصور نمىتواند شد ، بلكه متحقق و متحصل مىباشد بتحقق تعلقى و تحصلى ارتباطى . نمىبينى كه در سنخ معانى ، معانى نسبيه را تحققى و تحصلى متصور نيست بدون منسوب اليه ، از اينجا ظاهر مىشود كه جهت موجوديت و جهت ممكنيت و جهت مجعوليت همه در وجودات امكانى يكى است و تفاوتى نيست مگر باعتبار معنى و مفهوم ، بخلاف امكان در ماهيات كه آنجا جهت موجوديت بحسب ذات عين جهت ممكنيت اينست از اينجا است كه گفتهاند كه نسبت وجودات فايضه امكانيه بمفيض خود ، نسبت پرتو به آفتاب و نسبت سايه به شخص است ، نه نسبت بنا به بنّا ، و نه نسبت سخونت به آتش ، بلكه علاقه و ارتباط وجودات فايضه امكانيه بمفيض خود به چندين مراتب - لا تعدو لا تحصى - اتمّ و اقوى و اكمل است از نسبت پرتو به آفتاب ، و از نسبت سايه به شخص ، زيرا كه نسبت و ارتباط در مذكورات اعداديست ، و در ما نحن فيه ايجابى « چه نسبت خاك را با عالم پاك » پس محقق و مبين گرديد كه نه ماهيات مقتضى بقاء وجودات خود مىتوانند شد ، و نه وجودات خودبخود باقى مىتوانند شد . باندك التفاتى زنده دارد آفرينش را * اگر نازى كند از هم فرور ريزند قالبها * از اين بيان ظاهر و هويدا گرديد كه در هيچ حالى از احوال و در هيچ نشأهاى از نشئآت و در هيچوقتى از اوقات ، از ماهيات و وجودات امكانيه استشمام رايحه غنا و بىنيازى نمىتوان نمود ، بلكه همه جهات و حيثيات آنها عين جهات فقر و احتياج و محض حيثيات فاقه و افتقار است و بسوى اين دقيقه الهيه اشاره است كلام معجز نظام « لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم » .