ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
17
لمعات الهيه (فارسى)
برهان ديگر بر اين مدعى آنست كه حدوث ، صفت وجود است ، زيرا كه حدوث مسبوقيت وجود است بعدم واقعى ، و صفت مؤخر است از موصوف بالضروره ، و وجود مؤخر است از ايجاد ، و ايجاد مؤخر است از وجوب ، و وجوب مؤخر است از ايجاب ، چنان كه به زودى مىآيد ، و ايجاد مؤخّر است از افتقار ، و افتقار مؤخر است از حدوث . پس هرگاه حدوث علت افتقار و احتياج باشد لازم مىآيد كه حدوث مقدم باشد بر نفس خودش بشش مرتبه ، تقدم شىء بر نفس بيك مرتبه محال است ، چه جاى اينكه بشش مرتبه باشد . اگر گويند : امكان نيز مؤخر است از وجود ، زيرا كه امكان « 1 » كيفيت نسبت وجود است بماهيت . ميگويم : كه در تحقق معنى امكان ملاحظه مفهوم وجود كافيست از اينجهت است كه اشياء پيش از موجوديت بامكان متصف مىباشند ، بخلاف حدوث زيرا كه شىء پيش از موجوديت متصف بحدوث نمىباشد . علاوه بر اينها در نزد عقول سليمه و اذهان مستقيمه اصل . مدعى از جمله بديهيات و بيّناتست و تأمل در آن بسبب عدم تصور معنى امكانست چنان كه بايدوشايد . لطيفة " الهية [ اشاره به معناى حديث - الفقر سواد الوجه - و - الفقر كاد ان يكون كفرا - ] بعد از آنكه ثابت و محقق شد كه ماهيات امكانيه نظر بذوات خود ممكند ، و محقق گرديد كه مجرد امكان علت افتقار و احتياج است ، و ظاهر و هويدا گرديد كه افتقار و احتياج ذاتى ممكناتست ، پس بهيچوجه من الوجوه غنا و بىنيازى در ذوات ممكنات متحقق بلكه متصور نمىتواند شد ، و الا لازم مىآيد كه شىء نظر بذات خود هم غنى
--> ( 1 ) - مخفى نماناد كه امكان اگرچه كيفيت نسبت وجود است بماهيت ، ليكن آن نسبت ، تساوى ماهيت و عرائى آنست از وجود ، نه اتصاف و خلط آنست بوجود . و چه بسيار فرق است در ميانه اين دو معنى ، چه در صورت دوم آن نسبت متأخر است از وجود ، بخلاف صورت اول ، پس كيفيت نسبت نيز در صورت دوم متأخر و در صورت اول متقدم است ، ليكن اين تقدم و تأخر ، نه در خارج و واقع است بلكه در تعمل . بيان اينكه افتقار و احتياج ذاتى ممكناتست عقل و اعتبار آنست ليكن تعمل و اعتبارى مطابق نفس الامر نه مخالف آن ، از اينجاست كه والد علامه قدس سره » مىفرمايد كه در تحقق معنى امكان ملاحظه مفهوم وجود كافيست . على عفى عنه .