ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
92
لمعات الهيه (فارسى)
لمعة " الهية " [ در بيان آنكه ادراك كنه ذات بعلم حصولى محالست ] مخفى نماناد كه علم بكنه و حقيقت شىء چه بحضورى اشراقى ، و چه بحصولى ارتسامى ، متحقق بلكه متصور نمىتواند شد ، مگر در صورتى كه از براى مدرك احاطهء تامه به تمام ذات و حقيقت مدرك حاصل باشد ، زيرا كه هرگاه احاطهء تامه متحقق نباشد چيزى از تمام حقيقت مدرك از حيطهء ادراك مدرك بيرون خواهد بود ، پس علم بكنه ذات و تمام حقيقت آن شىء متحقق نخواهد بود ، و اين معنى خلاف فرض است . بعد از تحقيق اين لمعات و تمهيد اين مقدمات مىگويم : اصل مسأله اينست كه ممتنع است كه كنه ذات واجب الوجود بالذات از براى غير او - مدرك و معلوم گردد - نه بعلم حصولى ارتسامى و نه بعلم حضورى اشراقى . اما مطلب اول - پس مىگويم : در بيان آن در لمعات سابقه محقق گرديد كه عينيت و خارجيت عين حيثيت ذات حقايق وجوديه است ، پس هرگاه در مدركى از مدارك حاصل شوند ، عينيت منقلب بظليت و خارجيت منصرف بذهنيت خواهد شد ، و انقلاب حقيقت و انخلاع شىء از ذات و ذاتى خود ، بديهى الاستحاله و ظاهر الامتناع و مستلزم خلاف فرض و تناقض است ، و در فصل دوم مبرهن گرديد كه حقيقت واجب الوجود بالذات و حيثيت تمام ذات او ، حقيقتى از حقايق عينيه وجود است پس اگر كنه حقيقت واجب الوجود بالذات در مدركى از مدارك و در مشعرى از مشاعر حاصل باشد - عقليه بوده باشند آن مدارك و مشاعر ، يا وهميه ، خياليه بوده باشند يا حسيه ، لازم مىآيد انقلاب حقيقت واجب الوجود بالذات از خارجيت بذهنيت و از عينيت بظليت ، بلكه از واجبيت به غير واجبيت . آنچه پيش تو غير از آن ره نيست * غايت فكرتست اللّه نيست بسوى اين لطيفهء ربوبيه اشاره است آنچه از مشكات ولايت و معدن عصمت وارد است « كلما ميزتموه بأوهامكم فى ادق معانيه ، مخلوق لكم مردود اليكم » يعنى هرچيزى كه تميز مىدهيد آن را بوهمهاى خود در دقيقترين معانى ، آن چيز آفريدهء شماست و برگرديده است بسوى شما ، بلكه معرفى كنه ذات اقدس به اين نحو از علم از براى خود