ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

80

لمعات الهيه (فارسى)

تنبيه " فيه تعميم " [ در بيان آنكه حقايق وجوديه در حد ذات خارج از مقولات عرضى و جوهرىاند ] از اينجا متفطن مىشوند ارباب عقول صافيه و اصحاب قلوب زاكيه كه هيچ وجودى از حقايق وجوديه ، چه واجبى و چه ممكنى - از آنجهت كه حقايق وجوديه‌اند ، حقيقت جنسيه و حقيقت نوعيه و حقيقت فصليه نمىتوانند شد ، و در تحت جنسى و نوعى و فصلى نيز داخل نيستند ، يعنى جنس و نوع و فصل ندارند ، زيرا كه حيثيت ذوات حقايق وجوديه عين حيثيات شخصيت و جزئيت مىباشد ، و اتصاف وجودات امكانيه بجوهريت و عرضيت بتبعيت و بالعرض ماهيات جوهريه و ماهيات عرضيه است ، از اين جهت است كه مىگويند : وجود جوهر ، جوهر است بجوهريت همان جوهر ، و وجود عرض ، عرض است ، بعرضيت همان عرض . يعنى از براى وجود جوهر ، جوهريت عليحده ، و از براى وجود عرض عرضيت عليحده نيست ، بلكه جوهريت وجود جوهر ، عين جوهريت ماهيت جوهريه و عرضيت وجود عرض ، عين عرضيت ماهيت عرضيه است ، كه از براى ماهيت جوهريه و ماهيت عرضيه ، در حد انفس خود ثابتست ، و از براى وجود آنها بتبعيت و بالعرض آنها ثابتست ، چنان كه موجوديت و صفات و احكام و آثاريكه از براى وجود من حيث انه وجود ثابت است ، از براى حقايق وجوديه ثابتند در حد انفس خود ، و از براى ماهيات بتبعيّت و بالعرض آنها ثابتند و اين معنى باعتبار اتحاد و عينيت است كه در ميانهء آنها بحسب خارج و عين ثابت است ، لهذا احكام هريك به ديگرى منعكس مىشود بحيثيتى كه گويا صفات و احكام ماهيت بعينها صفات و احكام وجود است ، و احكام و صفات وجود بعينها صفات و احكام ماهيت است . رق الزجاج و رقت الخمر * فتشابها و تشاكل الأمر فكانّه خمر ، و لا قدح * و كأنه قدح ، و لا خمر از اين جهت است كه جماعتى از محققين ، ماهيت را اصيل در احكام عينيه و آثار خارجيه مىدانند ، و وجود را از اعتباريات و انتزاعيات مىدانند . و جماعت ديگر از اساطين حكما و محققين عرفا ، وجود را اصل اصيل ، و ركن ركين در تحقق موجوديت ، و منبع و مبدأ در احكام و مبدأ در احكام عينيه و آثار خارجيه مىدانند ، و ماهيات را داخل