ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

68

لمعات الهيه (فارسى)

عينيت وجود منحصر بواجب الوجود « جل اسمه » خواهد بود زيرا كه سابقا مذكور شد كه هرممكن موجود زوج تركيبى است و وجود زايد است بر ماهيات امكانيه و عين آنها است . رمز " قرآنى " و سر " فرقانى " [ بيان سر صمديت و تماميت كمالى حق و اشاره به خلو ممكن از كمالات وجودى در مقام ذات ] و بسوى اين حكمت ربوبيه اشاره لطيفه است در صحيفهء الهيه بقول خداوند جل و علا در سورهء توحيد « اللَّهُ « 1 » الصَّمَدُ » بيان اشاره آنست كه صمد در لغت عرب ميان پر را گويند ، چنان كه اجوف ميان‌خالى را گويند ، و در بعضى از احاديث از مشكات ولايت وارد است كه ممكن اجوفست و جهتش آنست كه مرتبهء ذات ممكن از تحصلات و كمالات خالى است ، و محقق خواهد شد كه جهت وجوب عين جهت فعليت و تحصل است ، و واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثياتست در قوت و شدت وجود و كمالات وجود ، تام بلكه فوق التمام است ، لهذا بصمديت موصوف فرموده‌اند از براى اشاره‌كردن باينكه حيثيت ذاتش از هيچ كمالى از كمالات خالى نيست ، و اين معنى منافى نيست با آنچه در بعضى اخبار وارد است كه صمد سيديست كه قصد كرده شود بسوى او در كثير و قليل ، بلكه مؤيد معنى مذكور است ، بلكه چون چنان است چنين است . تدبر كن و خيال مكن كه اطلاق صمد به اين معنى بر ذات واجب الوجود مستلزم تشبيه است چنان كه بعضى از اهل علم توهم نموده و خيال كرده است كه صمد بمعنى ميان پر لا محالة جسم است و نه چنين است ، بلكه پريت در هرنشأه بحسب آن نشأه است . نمىبينى كه در زبان شريعت غرا به دو ملك روحانى لوح و قلم اطلاق نموده‌اند و بر خاتم انبيا و خاتم اوصيا شمس و قمر گفته‌اند و نمىبينى كه در عرف ناس مىگويند فلان شخص پر از علم است ، و در مباحث كلام زياده تحقيق از براى اين مقام مذكور خواهد شد ، و ظاهر است كه هرماهيتى از ماهيات مرتبهء ذاتش از همه تحصلات و كمالات خالى است ، پس واجب الوجود بالذات متصف بصمديت « 1 » نمىتواند شد مگر در صورتى كه حيثيت ذاتش

--> ( 1 ) - در دعاى حرز يمانى كه مشهور بدعاى سيفى است و بخاتم اوصيا « عليه السّلام » منسوبست نص صريح است به اين مدعى در آن فقره كه فرموده‌اند : « و لم تعلم لك ماهية و مائية فتكون للأشياء المختلفة مجاف » متفطن باش . منه - قد