آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)

50

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)

سخنانش نمايند و قدرش را در نظرها بشكنند . » « 1 » صدر المتألهين در ادامه به زبان شعر اين گونه دشمنان معنويت ، خرد و آزادى را ترسيم مىكند : « اين گروهى كه نور سيدستند * عشوهء جاه و زر خريدستند سر باغ و دل زمين دارند * كى سر شرع و عقل و دين دارند همه در عقل سامرى وارند * از برون موسى از درون مارند از ره شرع و شرط برگشته * تشنهء خون يكديگر گشته پس روان كرده از هوا قرقر * كين فلان ملحد آن فلان كافر همه زشتان آينه دشمن * همه خفاش چشمهء روشن نيست اينجا چو مر خرد را برگ * مرگ به با چنين حريفان مرگ » « 2 » مقدمه اسفار ادعانامهء سوزناك ملاصدرا عليه قدرناشناسيهاى زمانهء خود است : « مىديدم زمانه از روى دشمنى ، دل بر تربيت نادانان و فرومايگان بسته ، و آتش جهالت و گمراهى از بدى حال و پستى رجال سر بر كشيده است . من گرفتار مردمى گشته‌ام كه فهم و دانش از افق وجودشان غروب كرده ، و ديدگانشان از نگرش به انوار حكمت و رازهاى آن مانند شب كوران از تابش انوار معرفت و آثار آن ، نابينا و كور است . آنان ، تفكر در امور ربانى و انديشيدن در آيات سبحانى را بدعت شمارند ، و مخالفت با مردم عادى و فرومايگان را گمراهى و مكر پندارند . . . . در اين حال جهل و نادانى ، رايت برافراشته ، و نشانه‌هاى خود را آشكار نموده ، در نتيجه دانش و فضل آن را از بين برده و عرفان و اهل آن را خوار شمرده و از حكمت روى برگردانيده و از روى ستيز و انكار آن را از اهلش بازمىدارند ، لذا طبايع را از حكما رمانده ، و دانشمندان و عارفان و برگزيدگان امت را مردود شمرده و خوار مىدارند ، از اين روى هر كس در مرداب جهل و كودنى بيشتر فرو رفته و از نور معقول و منقول عارىتر است ، به

--> ( 1 ) . صدر المتألهين ، رسالهء سه اصل ، ص 62 . ( 2 ) . پيشين ، ص 75 .