آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
105
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
[ 22 ] مدافعة و محاكمة انتقاض به عارض كه صدر اعاظم فلاسفه « 1 » بعد از اغماض از او بر برهان مذكور ايراد فرمود نقض اجمالى بود . و تقريرش چنان باشد كه گويى اگر اين برهان بر اين مقصود دليل بود لازم آيد كه صدق عارضى چون سواد و بياض بر افرادى كه او راست به تشكيك نبود و به تواطؤ افتد و لازم باطل باشد و بر بطلان ملزوم دليل . و ما را اعتقاد آن بود كه اين سخن علاوه بر آنكه انتقاض را صالح نبود بر اعتبارى لغو و يا اصطلاحى تازه بىضرورت و يا اطلاقى بيرون از اصطلاح مشتمل باشد چه سواد و هم بياض به نسبت با افرادى كه او راست ذاتى بود نه عرضى و به اعتقاد مشائين برهان مذكور در جمله ذاتيات جارى بود خواه در زمره جواهر بود و يا از جمله اعراض چنان كه در تقرير برهان مذكور غالبا به سواد و بياض تمثيل كنند و گويند ما به الشدة كه شدت سواد شديد و يا بياض شديد به او منوط بود اگر در سواد ضعيف و يا بياض متحقق باشد شدت و ضعف مرتفع گردد ، و اگر متحقق نباشد شديد از ضعيف بنوع مختلف بود و تخلف مؤداى برهان در ماده نقض لازم باشد كه ضرورى بود و يا مستدل به او معترف ، تشكيك در سواد و بياض بحسب ماهيت موضع مخاصمت بود و قدر ضرورى تفاوت و اختلاف بحسب شدت و ضعف در مصاديق اين طبيعت بود و اين اختلاف به اعتقاد مشائين اختلافى نوعى باشد پس مجرد تفاوت و اختلاف بر اتحاد ماهيت و تشكيك او بحسب صدق نه به ضرورت دليل بود نه به اعتراف خصم . و از آنجا كه ماهيت سواد و هم بياض به نسبت با مصاديقى كه او راست ذاتى بود و انتقاض در ماهيت سواد و بياض به نسبت با مصاديقى كه او راست ذاتى بود و انتفاض در ماهيت سواد و بياض به نسبت با افرادى كه اين دو طبيعت راست اعتبار عروض اين دو طبيعت موضوعى از موضوعات را اعتبارى لغو بود مگر آنكه ناقض در اين مقام اصطلاحاتى تازه كند و بر ذاتى به وضعى جديد عارض اطلاق كند و يا آنكه نه بر قانون وضع كه عرف عام راست يا خاص بذاتى عارض گويد ، اول تكلفى بىضرورت بود و دوم اطلاقى غلط ، چه استعمال صحيح به
--> ( 1 ) . صدر المتألهين ، الاسفار ، السفر الاوّل ، المرحلة الثالثة ، الفصل الخامس .