آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
44
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
امكان ذاتى است كه براى ماهيات ممكنه و اعيان ثابته با تحليل عقل موجود است . لذا قضيه « ماهيت ممكن است » قضيهء حمليهء غيربتيه است . ( ذاتى به معناى اول همان خارج المحمول و المحمول من صميمه است ) معناى دوم ذاتى : مقتضى ذات شئ است مثلا زوجيت ذاتى چهار ، حرارت ذاتى آتش و برودت ذاتى آب است . معناى سوم ذاتى : آنچه كه از حقيقت شئ خارج نيست و بر اين معنى به طبيعت نوعيه و جنس و فصل و حتى بر وجود اطلاق مىشود مثلا گفته مىشود : وجود خاص ذاتى واجب الوجود است . معناى چهارم : آنچه خارج از ماهيت نوعيه نيست ، واضح است كه ذاتى به اين معنى به وجود اطلاق نمىشود . معناى پنجم ذاتى : آنچه داخل در ماهيت شىء است يعنى جزو محمول است ( جنس و فصل - ذاتى در باب كليات خمس ) . معناى ششم ذاتى : ذاتى باب برهان منطق كه اعم از ذاتى باب ايساغوبى منطق است ، زيرا علاوه بر شمول آن نسبت به ذاتى به معناى پنجم ، اعراض ذاتيه را نيز شامل مىشود ، يعنى محمولاتى كه لحوقشان به موضوع به حسب ذات آن موضوعات است يعنى آن موضوعات چنين اعراضى را اقتضا مىكنند ، پس ذاتى به اين معنى محمولى است كه به سبب امر اعم يا اخص به موضوع ملحق نمىشود . معناى هفتم ذاتى : كه جامع معناى پنجم و ششم است : يا محمول مأخوذ در حد موضوع باشد يا موضوع مأخوذ در حد محمول باشد . [ آيا اين همان معناى ششم ذاتى نيست ؟ ! ] معناى هشتم ذاتى : آنچه داخل در حد موضوع است يا موضوع يا مقومات موضوع بالمعنى الاعم از مقوم مذكور در فن ايساغوبى ، در حد آن اخذ شود ، به شرط اينكه آن مقوم خارج از موضوع علم نباشد . اين معناى از ذاتى در تمايز علوم مورد استعمال قرار مىگيرد . معناى نهم ذاتى : اعراض منتزعه از حقائق عينيه و هويات شخصيه اولا و بالذات ذاتيات خوانده مىشود و اعراض منتزع ثانيا و بالعرض عرضيات . در انتزاع ذاتى به اين معنى غير از هويت شئ ، وساطت امر ديگر لازم نيست ، در اين انتزاع حيثيت تقييديه واسطه نمىشود . حكيم مؤسس آنگاه به تفصيل براى اقسام مختلف ذاتى مثال ارائه مىكند . مسئلهء هشتم : حمل مفهومى بر مفهوم ديگر از بركات اصالت وجود است . به بيان ديگر حمل شايع از فروع اصالت وجود مىباشد . بنابراين تحقق صدق بين معانى ، منحصر در حمل شايع است كه مفاد آن اتحاد در وجود مىباشد . لذا وجود واحد ممكن است وجود